اینجا نم نم باران است وفقط صدای بوسه قطره های باران به شیشه های سرد است که می گوید : می زند باران به شیشه ...
>داستان کوتاه<
هفت
آخرین اسکناس هایش را گذاشته بود روی اسب هفت، شاید این راه آخرین راه برای نجات از دست هفت طلبکارش بود.
در دور آخر اسب 9 جلوتر از اسب هفت بود. چشمهایش را بست...
وقتی گشود که اسب سوار نه، محکم کلاهش را به زمین کوبید.
یکی از اعضای کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس از افزایش تعداد امضاهای نمایندگان برای احضار و طرح سؤال از رئیس جمهور در مجلس خبر داد. داریوش قنبری در گفتوگو با خبرنگار سیاسی آفتاب ضمن بیان این که تعداد امضاها برای احضار محمود احمدینژاد به مجلس و پاسخ به سوالات نمایندگان افزایش یافته است گفت: اکنون 50 نماینده طرح سؤال از احمدینژاد را امضا کردهاند. به این ترتیب حدود 22 امضای دیگر لازم است تا ما این طرح را اعلام وصول کنیم.
وی با تأکید بر این که اسامی نمایندگان امضاکننده طرح سؤال از رئیس جمهور فاش نخواهد شد گفت: آقای اعلمی که طراح این سؤال است، اسامی امضاکنندگان را اعلام نمیکند چرا که اگر اسامی را بگوییم، افرادی در مجلس به سراغ امضا کنندگان میروند تا آنان را وادار کنند که امضاهای خویش را پس بگیرند، بنابراین تا زمانی که تعداد امضاها به 72 نفر و به حد نصاب نرسد، اسامی امضاکنندگان اعلام نخواهد شد.
وی در پایان سخنانش تأکید کرد که فراکسیون اقلیت برای افزایش تعداد امضاها در تکاپو هستند و قصد دارند که تعداد امضاها را هر چه سریعتر به حد نصاب برسانند.
گفتنی است گرانی و تورم، وعدههایی که در سفرهای استانی داده شده و به آن عمل نشده است، صدور قطعنامه تحریم، برخی انتقادات از مدیریت وزارتخانهها، رویکرد دولت نهم به مجلس و جایگاه نمایندگان، عدم توجه به سؤال نمایندگان و تصمیمات شتابزده در مورد سازمان مدیریت، از جمله مواردی است که نمایندگان قصد دارند به خاطر آن، احمدینژاد را به مجلس احضار کنند.
برخی شنیدهها حاکی از آن است که برخی اعضای هیأت رئیسه مجلس و تعدادی از نمایندگان فراکسیون اکثریت، از هم اکنون تلاش خویش را برای شناسایی امضاکنندگان طرح سؤال از رئیس جمهور آغاز کردهاند و سعی دارند تا با شناسایی این افراد، آنان را متقاعد به بازپسگیری امضاهایشان نمایند.
بر اساس امضای یک تعهد اخلاقی و حقوقی. اینجانب از تاریخ ۲۵ دی ماه لغایت ۲۵ بهمن ماه از درج نظرات شخصی در وبلاگ یزدنگار یا دیگر وبلاگها با نام ونشان معذرت می خواهم.
تا ۲۶ بهمن ...
کاندوليزا رايس وزير امور خارجه آمريکا ميگويد مجوز انجام يورش های اخير عليه عوامل ايرانی در عراق بخشی از حمله وسيع نظامی عليه شبکه های دولت ايران در عراق است که ماهها پيش توسط پرزيدنت بوش، تصويب شده اند.
در مصاحبه ای با نيويورک تايمز خانم رايس ميگويد اين تصميم پرزيدنت در پی آنکه مقامات آمريکائی افزايش عمليات عوامل دولت ايران در عراق را مشاهده کردند، گرفته شد، آنچه خانم رايس "افزايش مهلک بودن آنچه که آنها توليد ميکردند،" خوانده است.
اين روزنامه گزارش ميدهد که اشاره خانم رايس به شواهدی است که رژيم ايران را در ارتباط با توليد برخی بمب های بغرنج کنار جاده که عليه سربازان آمريکائی بکار رفته است، مسؤل ميداند.
کاندوليزا رايس اقدامات نظامی عليه عوامل دولت ايران در عراق را بمثابه "مأموريتی برای حفاظت از سربازان" توصيف کرد در عين آنکه گفت محرک اين عمليات نگرانی از تلاش رژيم ايران برای بی ثبات کردن عراق بوده است.
آمريکا، جمهوری اسلامی ايران را به تأمين کمک مادی برای شورشيان در عراق و اجازه دادن به تروريستها برای استفاده از خاک ايران برای تردد به عراق، متهم ميکند.
نيروهای آمريکا پنج ايرانی را در يورشی به مقر ديپلوماتيک دولت ايران در شهر اربيل در شمال کردستان، بازداشت کردند. مقامات ميگويند اين ايرانيان با حملات عليه آمريکا و نيروهای عراقی، مرتبط بوده اند.
انتخابات تمام شد وهمه طعمش را چشیدند. گویا این طعم به دهان اصلاح طلبان یزدی خوش آمده که اینجوری سکوت اختیار کرده اند. دریغ از یک صدا که از هنجره هاشان بیرون بزند. معلوم است برای چشیدن این طعم در انتخابات مجلس هشتم هم منتظرند و با خواندن شعر لالالایی منتظر تکرار تاریخ هستند.مبارکشان باشد...
تصمیم گیری در مورد شخصی با این سوابق به عهده مخاطبان باشد
شایان ذکر است که مدتها پیش گفتند! کلیه این کتابها در یک سانحه از بین رفته است
بعد از اینکه رسانه ها اطلاع از نامشخص بودن مرز بین اردکان و میبد دادند ،(مشکل سر مرز نیست ، سر چیز دیگه ای) الان بعضی از اتومبیلران ها هم اطلاع از این می دهند که مرز بین پیست ماشین سواری و دوچرخه سورای هم مشخص نیست ،(چه فاجعه ای) وعده ای دیگر می گویند که کار تربیت بدنی است ، (چه کار زشتی) عده ای هم می گویند کار هیئت اتومبیلرانی و عده ای هم می گویند کار هیئت دوچرخه سواری است ، ولی جرو بحث ها فایده نداره ، باید بشینن و صحبت کنن تا مشکل حل بشود ، شاید الان مشکل حاد نباشه ولی وقتی مثل ماجرای اردکان و میبد کهنه شود ، اوضاع وخیم می شود. به هر حال ۷۰ هکتار زمین در آن منطقه چیزی نیست که قابل چشم پوشی باشد (برای ما که یک متر هم خیلیه). به هر حال به نظر من ۷۰ تقسیم بر دو می شود ۳۵. (با هم دوست باشید دیگه من پادر میونی نمی کنما!)
آقای بیگی از شاعران خوش قریحه و البته سن و سال گذشته یزدی است. فرق این شاعر ۶۰ ساله با هم سن وسال های خودش آنلاین بودنش است. علی اکبر بیگی در دو وبلاگ مجموعه برگ سبز و برگ سبز(بلاگفا شعر می نویسد. بد نیست که چه عرض کنم. خیلی هم خوب است اگر شعر اعدام صدامش را بخوانید.
صد … دام
ببین غروب شفق سرخ رنگ وگلفام است! بسا که خون به دل از چرخ و جور ایام است!
تبسم است به لبـــهای غنچه ی دلخون ! غم است بـــر دل کارون مبین که آرام است!
حماسه بود به غـــرب و جنوب این کشور شهید جبهه بسی نامدار و گمنام است!
بـــرای صــید یکی دام هـم خطــــر دارد ! چه میرسد به اسیری که بندِ صد ، دام است!
عــــذاب و آتش دوزخ کجا کفاف دهــــد ! جـــزا چگونه مکافات جـــرم صــــدّام است!
ســــزای اینهمه کشتار و ظلم و ویرانی کم این مــــرارتِ زنـــدان و دار و اعدام است!
امضا: علی اکبر بیکی
ایرنا:استاندار يزد بر كاهش تشريفات، صرفهجويي در هزينهها و كم كردن آن در سفر رييس جمهوري و هيات دولت به اين استان تاكيد كرد. ابوالقاسم عاصي روز شنبه در جلسه شوراي اداري استان يزد گفت: كم هزينه كردن و پذيرايي ساده، دليل بر بيعزتي نيست. وي اضافه كرد: كارگزاران نظام اسلامي كمهزينه هستندو رييس جمهوري و هيات دولت نيز به اين امر توجه ويژهاي دارند. عاصي گفت:دستگاههاي اجرايي كه وزيران ميهمان دارند بايد توجه و اطمينان داشته باشند كه پذيرايي ساده، دليل بر بيعزتي نيست. وي افزود:همچنين لازم نيست پوسترهاو عكسهاي متعدد چاپ و پارچههايي نوشته شود، اين امر به لحاظ اداري جايز نيست حتي اگر به نام مردم و صنوف مختلف باشد. استاندار يزد گفت:ابهت و عظمت دولت به اين نيست كه عكس رييس جمهوري دست مردم باشد،رييس جمهوري نيز خودراخادم مردمميداندو اين كار را نميپسندد. عاصياظهارداشت:درزمينهپذيرايي درسفررييس جمهوري وهياتدولت، دستورالعملي به دستگاههاي اجرايي استان يزد ابلاغ خواهد شد. وي با بيان اينكه برخي ميپرسند چرا سفر رييس جمهوري و هيات دولت به اين استان به تاخير افتاده است افزود: اين سفر تاخير ندارد چرا كه زماني براي آن مشخص نشده بود. عاصي افزود: كارهاي مقدماتي براي سفر هيات دولت به استانهاي باقي مانده انجام شده است و اين كار بر اساس برنامهريزي و اعلام نهاد رياست جمهوري انجام خواهدشد و حدود پنج روز قبل از سفر، مسوولان استان ازآن مطلع خواهند شد. وي آمادگي استان يزد را براي سفر رييس جمهوري و هيات دولت اعلام كرد و با بيان اينكه مصوبات استاني هيات دولت پشتوانه كارشناسي خوبي دارد گفت: كارهاي كارشناسي براي مصوباتي كه قرار است در هيات استاني دولت تصويب شود انجام و اولويتها مشخص شده است. عاصي افزود:درانجام كارهاي مقدماتي سفرهيات دولت بهاستان يزد، در مرحله اول ظرفيتهاي ايناستان مشخص شد،امادر مرحله دوم بايداستان يزد، قابليتها و ظرفيت هاآن گونه كه هست براي هيات دولت عرضه شود. استاندار يزد گفت: در سفر دو يا سه روز هيات دولت به استان يزد بايد تمام هيات دولت به مسايل يزد اشراف كامل پيدا كند و مديران دستگاههاي اجرايي بايد سيماي كاملي از اين استان را براي آنها ترسيم كنند. وي گفت: خوش نامي يزديها در كشور، تدين، تعهد و تلاش آنها را يادآور شد. استاندار يزد گفت: نبايد براي اينكه منفعتي را جلب كنيم آمار و گزارش غلط بدهيم اگراين كارشد ممكن است اثر مقطعي داشته باشد اما اطمينان داشته باشيم كه بركت نخواهد داشت. وي با بيان اينكه برخي دستگاههاي اجرايي ارتباط كمتري با وزارتخانه و سازمان مركزي خود دارند بر تقويت اين ارتباط تاكيد كرد.
گفته می شود ،سعید نامه رئیس هیئت دوچرخه سواری استان به عنوان سرپرست تیم ملی به قطر می رود (تااینجا که مبارکه آقای سعید نامه باشد) اما این انتخاب از طرف فدراسیون شاید دارای اهمیت هایی باشد. بعد از موفق نشدن سعید نامه برای شرکت مجدد در مجمع هیئت دوچرخه سواری فدراسیون از او حمایت کرد ولی به دلیل مشکلات قانونی این امکان میسر نشد تا او بتواند در مجمع شرکت کند که همین امر باعث خواهد شد او به زودی از هیئت دوچرخه سواری خداحافظی کند (خوش به حال بعضی ها) اما با همه این تفاصیل ، او به ناچار باید در مجمعی که برگزار می شود شرکت داشته باشد که به این ترفند فدراسیون در حال حاضر می توانیم بگوییم که در قطر است و تیم ملی را نیز سرپرستی می کند تا چهره ناخوشایند کناره گیری او نمایان نشود (البته اگر نگوئیم کنار گذاشتن) به هر حال فدراسیون دوچرخه سواری بعد از نامه محرمانه خود (البته نامه ای که همه آن را دیده اند) دوباره حمایت خود را از سعید نامه اعلام کرد تا پاداشی به او داده باشد و به تربیت بدنی و دوچرخه سواران یزدی ثابت کند که او هنوز هم هست . پیش بینی های یزد نگار حکایت از آن دارد که سعید نامه در آستانه روزهای متفاوت از قبل قرار دارد ، بگذریم که خوب یا بد. (خوش به حال آقای رئیس).
دمکرات ها، روز پنجشنبه، چهارم ژانويه، با به دست گرفتن کنترل کنگره، «اصلاحات و نظارت سخت تازه ای را بر سياست دولت جمهوريخواه جرج دبليو بوش» وعده دادند.
ديک چينی معاون رييس جمهوری آمريکا در مقام رسمی خود به عنوان رييس مجلس سنا، مراسم ادای سوگند ۳۳ نماينده جديد و ابقا شده مجلس سنا را برگزار کرد.
در اين مراسم نانسی پِلوسی بعنوان اولين رييس زن مجلس نمايندگان و عاليرتبه ترين زن صاحب منصب در تاريخ آمريکا کار خود را آغاز کرد و به ۱۲ سال کنترل جمهوريخواهان بر مجلس نمايندگان پايان داد.
پس از برگزاری مراسم ادای سوگند، کيث اِليسون به عنوان اولين نماينده مسلمان کنگره آمريکا طی مراسمی خصوصی بر نسخه ای ۲۴۳ ساله از قرآن که روزگاری، از آن توماس جفرسون سومين رييس جمهوری آمريکا بود، ادای سوگند کرد.
تصميم کيث اليسون برای ادای سوگند با قرآن با انتقادات برخی از جمله يک نماينده محافظه کار جمهوريخواه روبرو شده که هشدار داده است اگر سياست آمريکا در امور پذيرش مهاجران استحکام نيابد، مسلمانان بيشتری به دنبال اليسون برای نمايندگی کنگره آمريکا انتخاب خواهند شد.
ديگران از ورود اليسون به کنگره آمريکا استقبال کرده و آن را بازتابی از تنوع و تساهل مذهبی در آمريکا دانسته اند.
کيث اليسون در گفت و گو با راديو اروپای آزاد راديو آزادی ديدگاهش را در زمينه جنگ در عراق و درخواست های فزاينده برای خروج نيروهای آمريکايی از عراق چنين بازگو کرده است: «من با سياست بوش مخالفم. معتقدم که هرگز نبايد وارد عراق می شديم. من پيش از اشغال عراق هوادار سرسخت صلح بودم و همچنان در اين موضع قرار دارم و معتقدم ما بايد نيروهايمان را بازگردانيم و با جناح های تندرو در عراق از راه ديپلماتيک وارد عمل شويم تا صلح واقعی برای مردم عراق را فراهم کنيم.»
کيث اليسون در پاسخ به اين پرسش راديو اروپای آزاد راديو آزادی که به طور کلی درباره سياست خارجی جرج بوش و اوضاع خاورميانه و روابط غرب با جهان اسلام چه فکر ميکند گفت: «فکر می کنم ايالات متحده به دوستان بيشتر نياز دارد نه کمتر و فکر می کنم سياست بوش خصومت بيشتری نسبت به ايالات متحده ايجاد کرد و فکر می کنم ما بايد سياستی را آغاز کنيم که در برابر آنچه که دولت بوش انجام می دهد، دوست به دست آوريم.»
کيث اليسون اولين نماينده مسلمان کنگره آمريکا پيش از آنکه اسلام بياورد يک مسيحی کاتوليک بود و به گفته خودش هنگامی که ۱۹ سال داشت و در دانشگاه بود، به دنبال آشنايی با چند تن که مسلمان بودند و گفت گو با آنها درباره عقيده ارزش ها و مذهب، به نماز جمعه دعوت و به آنچه که شنيد علاقمند و مسلمان شد.
آثار استاد مشروطه، هنرمند مردمي يزدي هنوز زنده است
دو سال پيش در چنين روزهايي مردم يزد در غم از دست دادن هنرمند با سابقه خود محمود مشروطه بودند. وي متولد سال 1289 در يك خانواده مذهبي و روحاني بود كه دوران كودكيش را در مكتب خانههاي قديمي و كلاسهاي محل قرآن سپري كرد.
ادامه مطلب...
گر دست دهد خاک کف پای نگارم بر لوح بصر خط غباری بنگارم (حافظ علیه الرحمه)
ادامه مطلب...
مدت ها قبل تیم والیبال سنگ آهن از لیگ برتر انصراف داد و هفته گذشته این بازی ها شروع شد ،(خب به ما چه) بهانه مشکلات مالی بود - بگذریم که برای رساندن این تیم به لیگ برتر چه پول های میلیونی که خرج نشده بود - (کم کم داره به ما مربوط می شه) بالاخره اتفاقی که برای شهید قندی افتاده بود برای والیبال سنگ آهن هم افتاد و آب از آب هم تکان نخورد ،(نکته تازه ای نبود، تو یزد رسمه که این طور باشه) تا اینجا یک تیم والیبال که اکثرا بازیکنانش بومی بودند از لیگ دسته اول به سوپر لیگ والیبال ایران آمد ،(ای بی تربیت سوپر لیگ چیه!) پول خرج کرد و منحل شد. اما در یک اقدام جدید دوباره مسئولان باشگاه سنگ آهن که علیرضا دبیر ، قهرمان کشتی ایران و جهان و عضو شورای سوم شورای شهر تهران و شاید رئیس فدراسیون کشتی آینده را در راس خود به عنوان مدیر عامل دارد ( ای ول دبیر ) تصمیم به راهی کردن تیم والیبال برای بار مجدد در لیگ دسته اول دارد تا دوباره پولی به اندازه ۱۵۰ میلیون ناقابل خرج کند که اگر و اگر به لیگ برتر رسید انصراف دهد ،(عجب مدیریتی!)
سال ۲۰۰۶ امروز پایان یافت. خیلی سال است که دیگر نمی توان گفت ما آدمها سال خوبی را تمام کرده ایم. دنیا در سال گذشته پر از کشتار بود. ما ایران هم درگیر نخواستن بمب هسته ای بودیم و در اخرین روزهای سالهم اونوری ها عیدی دادند و قطعنامه ی تحریم، نصیب ایرانیان شد.بیشترین کشتارها در عراق انجام شد. دور اصلی کشتار و بدبحتی مردم عراق با حکومت صدام حسین آغازشد و۳۰ سال مردم عراق در سایه قتل و کشتار و آزار یک فرد تکریتی زندگی کردند. اکنون که سال ۲۰۰۷ در عراق بدون صدام تحویل شد بازهم گرفتار نیروهای خارجی هستند . تصویر سال آینده نه در ایران و نه در جاهای دیگر دنیا، بهتر از سالهای قبل نیست. نباید ناامید بود انسان هم به امید آینده زنده است. سال جدید میلادی بر اهلش مبارک باد.
۲.بهترین دوست من تو زندگی و بالاخره همه جا یک اصولگرای به تمام عیار است.
۳.به دلیل ترس تا کلاس اول شب ادراری داشتم.
۴.من سیگار می کشم ولی خانواده من هنوز بویی نبرده است.
۵.من یکسال قبل عاشق تمام عیار شده بودم ولی به خاطر احمق گری خودم عشقم برای همیشه از این دنیا رفت.
سلام ، به عنوان عضو جدیدی از یزد نگار از امروز به بعد نکته هایی از ورزش استان و در مرحله بعد کشور را خواهم نوشت ، امید دارم که شما دوستان در این راه مرا همراهی کنید . درضمن نوشتن در این وبلاگ را با یلدا بازی یا همان اعتراف شروع می کنم ، راستش را بخواهید قرار بود تا در یزد اسپورت که وبلاگ شخصی خودم بود بنویسم ولی به دلیل اینکه این وبلاگ مدتی بروز نشده بود و به دلیل مهمتر اینکه مدیر وبلاگ زمان زاده درخواست کرد تا وبلاگ نویسی مجددم را در یزد نگار آغاز کنم ، در ایجا می نویسم ، البته قبلا قرار بود یزد اسپورت را مجددا راه اندازی کنم که ...، بگذریم من از طرف چرکنویس به این بازی دعوت شدم .۱- اول بگم که برای من چیزی به معنی کم آوردن نیست ، اما در بعضی از موارد ممکن است کمی کم بیارم ، که تا حالا به روی خودم نیاوردم.۲- با اینکه خبرنگار ورزشی هستم ، هیچ وقت نمره ورزش من بالای ۱۶ نبوده ، نه اینکه درسم خوب نبود ولی یکدفعه تا دم اینکه ورزش رو تجدید بشم جلو رفتم که شانس آوردم و نمره ام از ۲۵/۷ شد ۱۵. ۳- استاد تقلب هستم ، حتی سر امتحان نهایی سال سوم دبیرستان برگه امتحان رو عوض کردم و اون درس که دینی بود شدم 18 . 4- زمان بچگی حدود چهار سالگی چو زیاد بهونه می گرفتم یک بار مادرم منو تو اتاق حبس کرد ورفت ، بعد از کلی گریه و زاری یک دیگه اومد و منو نجات داد . ۵- این اعتراف از تکراری ترین اعتراف هاست ، چون منم زیاد شیشه شکستم ، چون یک مدرسه ای نزدیک خونه ما بود که همیشه با بچه های همسایه شیشه هاش رو می شکستیم. در ضمن من هم از آقایان حقیقت نژاد و شوق الشعرا - که می دونم هیچ کدومشون به دلایل خاصی این کا را نمی کنند- می خوام که اعتراف کنند.
آقاي ديكتاتور تو مردی؟
خيلي كوچك بودم كه عکست راديدم. خيلي كوچكتر از آن بودم که قیافه ها در ذهنم بماند ولی نمی دانم چرا قیافه تو در ذهن من هک شد. . آن زمان ها روي ديوار کوچه بغلی خانه مادربزرگم نوشته بودند " مرگ بر صَدام " . نمی فهمیدم صدام یعنی چه؟ این سوال تا مدتها در گوشه ذهن من بدون جواب مانده بود. می فهمی دیکتارتور با تو هستم؟
تو مرا نديدي تمام آن مدت ها. ولي من اکثر زمان ها، زمزمه پدربزگم را وقتی نگاه به عکس پسرش می کرد می فهمیدم " مرگ بر صدام".
مادرم را وقتی وصیت نامه برادرش می خواند با چشمانی اشک آلود می دیدم. درست مثل وقتی که از دست من ناراحت می شد وگریه می کرد اما این اشکها با آن اشکها تفاوت داشت. نمی دانم چرا؟ ولی تفاوت داشت.
راستی آقای دیکتاتور دختر همسایه مان را دیده بودی؟ چشمان زیبایی داشت. اما هرگز زیبایی چشمان زنهای حرمسرای تو به آن نمی رسید. مریم همیشه همراه من آن نوشته قرمز رنگ را می خواند"مرگ بر صدام". 
نمی دانم چرا ولی او با خواندن این نوشته رنگ ورو رفته دیوار حسن آقا ماست بند محله مان گریه می کرد. نمی دانم شاید به یاد خنده های پدرش می افتاد. پدری که هرگز ندیده بود.
دیکتارتور بداخلاق بهتر است بدانی تا آن روز نوشته قرمر رنگ و رنگ و رو رفته دیوار حیاط حسن آقا ماست بند محله مان که الحق ماستهایش شیرین ترین ماست ها بود سئوال من بود در همان گوشه ذهنم مانده بود ولی از گذشته عطش درکش بیشتر مرا به خود مشغول میکرد.
وقتی فیلم زندگی ات را بی بی سی پخش میکرد دیدم تو هم کودک بودی! اما خودت وقتی بچه های شلمچه را کشتی آیا دلت به حالشان نسوخت؟
آقای صدام من فکر کردم تو هم آن زمان مرده بودی چرا که صدای اولين نفرين مادري كه نعش كودك اش را به سينه مي فشرد و تو را صدا مي زد،وآن زمانی که مادربزگ من با مشت به روی سینه اش می زد و باز تورا صدا می زد! کجا بودی. حتما مرده بودی!
صدام تو آن زمان که دست هایت را به با لبخند به رامسفلد دادی! گرمای دستش را حس کردی یا نه؟ آن گرمای دستان شیطان بود؟
علی شیمیایی را که می شناسی: همان به بی بی سی می گفت که از بوی خون خوشت می آمده ! راستی یادم رفت بپرسم آیا او راست می گفت؟
حالا که اعدامت کرده اند به آن نوشته قرمر رنگ و رنگ و رو رفته دیوار حیاط حسن آقا ماست بند محله مان که الحق ماستهایش شیرین ترین ماست ها بود نگاه مي كنم، قرمزی اش دوچندان شده است.
راستی یادم رفت از علی شیمیایی بپرسم: بمب شيميايي بوی خون می دهد یا بوي سير؟
امروز حتما باید چشمهای مادربزرگ لبهای پدربزرگ و نگاه های مریم را نگاه کنم...
آقای دیکتاتور ...مرگت مبارکت باد
صدام، ديكتاتور سابق عراق به دار مجازات آويخته شد. 
ابتدای پیام
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) تلويزيون دولتي عراق اعلام كرد علاوه بر صدام، برادر ناتني وي، برزان ابراهيم تكريتي و همچنين عواد حمد البندر نيز اعدام شدند. متن خبر
انتهاي پيام
ادامه مطلب...
عرفه! اي آشناي ديروز و اي همدم تنهايي و مونس امروز من كجايي؟كجا سايه گسترانيدهاي؟به سراغم بيا كه سالي است در پي تو روزها را ميشمارم، به سراغم بيا كه سراپا دردم.
عرفه!با تو ميگويم با تو كه از درونم خبر داري، با تو ميگويم كه سنگ صبور مني، عرفه نميداني كه بر من چه گذشته است بيا تا بگويم. عرفه!پارسال كه به سراغم آمدي يادت هست؟ در خاطرت مانده آيا قرارمان چه بود؟ هيچوقت ز خاطرم نميرود آغوش باز تو. عرفه تو گفتي كه باز به سراغم ميآيي و اكنون كه آمدي نميدانم چه بگويم با تو. عرفه تو به عهدت وفادار ماندي من اما....
عرفه! اي سراپا خوبي از من مپرس كه چه كردهام در اين سال دوري از تو كه هيچ ندارم. عرفه، سراپا دردم، دردهايي كه ميدانم تو ميداني ولي باز هم از گفتنش خجلم. عرفه! اي طبيب من، با تو من حرفها دارم كه بگويم، حرفهايي از دوري كه هر روز بر اين فاصله افزوده ميشود.
عرفه آيا مرا ميپذيري؟ آيا با من حرف ميزني؟ آيا باز هم با من قرار ميگذاري؟ آيا... میخانه
آآآآ مشتی ماشاالله
آآآآ حقه ای والله
حقه ای والله می کشی بالا
مال و منالا می کنی حاشا
بارت می لنگه الاغه لنگه
شیشه و سنگه مشتی ماشاالله
آآآآ مشتی ماشاالله
آآآآ حقه ای والله
دستات که روشه خون که بجوشه
خلق بخروشه داره تماشا
حاضر و غایب صادق و کاذب
شحنه و نایب جملگی رسوا
آآآآ مشتی ماشاالله
آآآآ حقه ای والله
حق پیشه رنجه مار سر گنجه
پنجه به پنجه گشنه و دارا
اونکه بیداره دستاش به کاره
حقو می گیره آخر دعوا
آآآآ مشتی ماشاالله
آآآآ حقه ای والله
منظور از ماشالله: اقا ماشالله املاکی میدون ونک است
طبق برنامه قرار بود وزیران فرهنگ وپزشکی در این مراسم ایراد صحبت کنند که به دلیل مشکل پرواز این مسئله ناممکن رخ نمود. اما مهمترین نکته عدم حضور استاندار یزد در این مراسم بود به طوری که باعث شد شایعاتی که مطرح بود قوت بگیرد. لابی خبر یزد گزارش می داد: عاصی چندروز پیش به تهران رفته وشدیدا موضع گرفته که دیگر علاقه ای به ماندن در سمت استانداری یزد ندارد و قبل از سفر نزدیک رییس جمهور وضعیت مشخص شود و هم اکنون هم مشغول پیداکردن جایگزین هستند. سردار صالح جوکار از این گزینه هاست. اما مهمترین نکته خبرش حضور یک گزینه پرقدرت دیگر است. عبدالرسول دوران(زمانی) معاون فعلی سیاسی امنیتی استاندار و مدیرکل سابق اطلاعات استان یزد.
این لابی خبری معتقد بود: که صدوقی امام جمعه یزد به شدت از دوران یا همان زمانی خودمان حمایت کرده است.به هر حال این دکتر عاصی از زمانی که احمدی نژاد رییس جمهور شد تا حالا هر روز شایعه استعفایش می رسد .
یک نکته دیگر از یادواره: برخلاف کنگره ۴۰۰۰ شهید استان یزد که خبرنگار فقط صداو سیما تعریف شده بود در این یادواره روابط عمومی سپاه سنگ تمام گذاشته بود و کلیه وسایل مورد نیاز کلیه خبرنگاران برای پوشش چنین مراسمی را مهیا بود. شاید این نشانه آن باشد که کم کم همه اهمیت جایگاه وقدرت رسانه ها و خبرنگاران را در می یابند. حتی سپاه. < هر روز بهتر از دیروز >
داستان های حیات خلوت
داستان - جلال آل احمد - سنگی بر گوری
داستان - جلال آل احمد - جشن فرخنده
داستان - محمد علی جمالزاده - دارلمجانین 1
داستان - محمد علی جمالزاده - دارلمجانین ۲
داستان - محمد علی جمالزاده - دارلمجانین ۳
-- بچه که بودم از جیب بابام بدون اجازه پول بر می داشتم. وقتی رفتم سوم دبستان و به تکلیف رسیدم معلم دینی به ما گفت اگر کار بدی کردین سر نماز توبه کنید. من هم هروقت بدون اجاز از جیب بابام پول برمی داشتم وقت نماز می گفتم" خدا غلط کردم بار آخرمه" ولی دوباره اینکار را می کردم. یکبار مادرم فهمید وبا کلی زیرکی ماجرا را از زیر زبونم کشید.
-- تاحالا سر معلمتون ریاضی تون جیغ کشیدید؟
-- مدیر کل وبلاگ برای رازی کردن من تا پذیرفتن نویسندگی یزدنگار ۵ تا اس ام اس زد.
--اصولا از رقص و بپر بپر خوشم نمی یاد. ولی تو مهمونی ها مجبورم بعد از کشیده شدن وکلی هل دادن توسط اقوام آبرو خودمو وخاندانمو ببرم. بنابراین تا می تونم از زیر مهمونی های اینجوری در می رم.
-- اولین بار که تقلب کردم. خانم معلمون به من یک روان نویس طلایی جایزه داد. چون بالاترین نمره کلاس را گرفته بودم.
--زندگی امروز خودمو مدیون اینترنتم
حالا هم از اقای حقیقت نژاد غضنفری وفایی شاهی و دوست جدیدمون فیضی(البته هنوز مطلبی ننوشته) می خوام اعتراف کنند.
مینو وبلاگ نویسهای یزدنگار را دعوت کرده که از کارهایی که انجام دادند ولی هیشکی نمی دونه بگن.
۱- یادم می یاد ۳یا۴ ساله بودم چون دستشویی خونه قدیمی ما اون طرف حیاط بود مجبور بودی فرسنگ ها کیلومتر بری تا بتونی قضای حاجت کنی من شبها وقتی به مشکل برخورد می کردم. تو انباری خونه مون که کنار اتاق مامان بابا بود جیش می کردم.
۲- در دبیرستان ایرانشهر که بهترین دوران زندگی من تاکنون اونجا رقم خورده عصرها بعضی معلمها کلاس های اضافه می گذاشتند. یکبار دبیر حسابان بعداظهر امتحان گرفت متاسفانه گند زدم . چون عصبانی بودم یک تیکه گچ بزرگ برداشتم و تو شلوغی آخر کلاس محکم کوبیدم پشت سر معلم. بنده خدا یک آخ خفیفی کشید ولی معلوم بود حسابی درد کشیده. نگاه کرد عقب و من که درست پشت سرش بودم رو کرد وگفت: کار کی بود منم دستپاچه شدم اسم شلوغ ترین بچه کلاس را گفتم( چون من بچه مثبت بودم کسی شک نکرد کار من بوده) بیچاره رضا س ... تا دم اخراج شدن از مدرسه رفت ولی با وساطت دبیر فیزیک والبته خود من به مدرسه برگشت. تا یه مدتی ناراحت بودم تازه فهیمدم عذاب وجدان یعنی چه؟
۳- پدربزگ پدری من در یکی از روستاهای یزد کلی زمین داشتند که گندم کاشته بودند. گندم ها زرد و پر از گندم بود. یکبار به همراه دوتا از بچه های فامیل کبریت را برداشتیم وآتش بازی می کردیم. نمی دونم چی شد یکدفعه یکی از اون شعله های آتش به کنار زمین گندمزار افتاد و در کمتر از چند ثانیه شعله ها بیشتر شد. سریع دویدم به سمت خونه داد زدیم آتیش آتیش. کل مردم محل ریختند ولی فقط تونستند نصف مزرعه را نجات بدهندو من اولش فکر می کردم چه بلاهایی که سرم نخواهد اومد. ولی با کمال تعجب پدربزگم با صدای بلند به همه می گفت: خدارا شکر مهدی و بچه ها اونجا بودند و زودی خبر داده وگرنه همین تیکه مزرعه هم نمی مونده. دستشون درد نکنه.
من حالا از آقای شوق الشعرا دعوت می کنم تو این بازی یلدایی وبلاگ نویسان ایران شرکت کنه و چندتا از اون کارهایی که انجام داده و تاحالا به کسی نگفته را بگه. منتظریم
کلاغ لکه ننگی بود بر دامن آسمان و وصله ناجور بر لباس هستی و صدای ناهموار و ناموزونش خراشی بود بر صورت احساس . با صدایش نه گلی می شکفت و نه لبخندی بر لبی می نشست.
کلاغ خودش را دوست نداشت و بودنش را، کلاغ از کائنات گله داشت.
کلاغ فکر می کرد در دایره قسمت نازیبایی تنها سهم اوست و نظام احسن عبارتی است که هرگز او را شامل نمی شود .
کلاغ غمگینانه گفت: کاش خداوند این لکه سیاه را از هستی می زدود و بالهایش را بست تا دیگر آواز نخواند.
خدا گفت : صدایت ترنمی است که هر گوشی آن را بلد نیست . فرشته ها با صدای تو به وجد می آیند . سیاه کوچکم! بخوان! فرشته ها منتظرند.
وکلاغ هیچ نگفت.
خدا گفت: سیاه ، چونان مرکب که زیبایی را از آن می نویسند و تو این چنینی . زیبایی ات را بنویس و اگر تو نباشی، جهان من چیزی کم دارد ، خودت را از آسمانم دریغ نکن .
و کلاغ باز خاموش بود.
خدا گفت : بخوان ، برای من بخوان ، این منم که دوستت دارم ؛ سیاهی ات را و خواندنت را .
و کلاغ خواند . این بار اما عاشقانه ترین آوازش را .
خدا گوش داد و لذت برد و جهان زیبا شد .
اینو تو یه کتابی خوندم اما یادم نیست چی!
حس ميكنم چيزي ميان نيزارها تكان ميخورد. دقيقتر نگاه ميكنم. آنقدر هوا روشن نيست تا تشخيص بدهم آدم است يا حيوان. توي كوله پشتي دست ميكنم و دوربين مادون را در ميآورم.
با دوربين نگاه ميكنم، دو دست و دو پا و يك آدم است!
اسلحه را برميدارم، دوربين را سوار ميكنم، اسلحه را از ضامن خارج ميكنم . بي صداتر از هميشه گلنگدن را ميكشم. ديد ميگيرم.
نفس حبس، مگسك وسط مربع دوربين، زير خال سياه، آتش!
نميدانم چه كسي را كشتهام، حتي نميدانم چرا، شايد يك دستور است! ...
پس از پایان انتخابات در روزنامه خاتم یزد گزارشی نوشتم با این عنوان : سر اصلاح طلبان بی کلاه ماند. البته در مطلب تشریح شده بود که همه احزاب شکست خوردند ولی شکست اصلاح طلبان سنگین تر بود. درج این مطلب سبب ناراحتی جمعی از اصلاح طلبان یزدی شده و به انحا مختلف گلایه و شکوه کرده اند که از خاتم یزد انتظار نداشتیم. ۱- نمی دانم این دوستان مثلا آقای تشکری - که مسئولیت حزب کارگزاران در یزد را بر عهده دارد- چه توقعي از خاتم یزد دارد. اساسا امثال ایشان در حال حاضر چه نسبتی با اصلاح طلبی دارند. مدیر دولت احمدی نژاد هستند و سیاست های این دولت را حداقل در بخش خود و تلویحا در حوزه مدیریت کلان استان تائید می کنند، بعد زير عباي خاتمي و هاشمي عكس يادگاري مي اندازند. ۲- اساسا در روزنامه خاتم يزد تا كنون عليه " اصلاح طلبي " مطلبي منتشر نشده است ولي عليه برخي " اصلاح طلبان" ، بله و در صورت عدم تغيير رويه برخي دوستان ادامه هم خواهد داشت. ۳- حتي هزينه فايده مالي هم بكنيم. وقتي ائتلاف ياران باران از دادن حتي يك كادر آگهي به روزنامه خاتم يزد خودداري مي كند يا .... بگذريم. قصد اين بود كه عرض كنم مشي تحريريه خاتم يزد و دوستان همراه ، تغييري نكرده است و قرار نيست عوض شود. مشي برخي دوستان است كه نياز به بازنگري دارد.
دیشب قطعنامه ۱۷۳۷ علیه ایران در حالی در شورای امنیت تصویب شد که هر ۱۵ نفرعضو دستهای خود را به نشانه تایید بالابردند. محتوای قطعنامه در حال حاضر چیز جدیدی نیست. تحریم هایی که "بعضا" تا کنون نیز وجود داشته است البته باید منتظر ۶۰ روز دیگر بود. به هر حال نکته ای که مهم جلوه میکند اجماع جهانی علیه ایران است. دولت خاتمی تمام سیاستش را به کار برد تا اروپا از آمریکا جدا کندو برای اولین بار با امضای بیانیه تهران و پاریس عملا آمریکا را ازمهمترین مسئله دیپلماتیک جهانی کنار زد. هر چند این بیانیه ها به اجرای در نیامد ولی چندین ماه همه را به خود مشغول کرده بود . این سیاست تا حدودی موفق شد در واقع نگذاشت اجماعی علیه ایران در سطح جهانی ایجاد شود. اما در شرایط فعلی حتی دوستان هسته ای ایران مثل روسیه وچین که از آخور ایران دهانشان پر است نیز از تصویب این قطعنامه ابراز خوشحالی می کنند. بگذریم . احمدی نژاد به صورت قانونی رییس جمهور ایران است و ما باید از نماد حکومت مان در جهان دفاع کنیم. مردم طعم تحریم را چشیده اند ولی هر چیزی اندازه ای دارد وتحریم زیادی باعث رودل کردن ملت می شود. اما در شرایط فعلی بهتر است ادبیاتمان را عوض کنیم و در واقع برای شرایط جدید برنامه جدیدی ارائه کنیم البته اهداف تغییر نخواهد کرد چراکه " انرژی هسته ای نیاز ماست". متن کامل قطعنامه ۱۳۷۳ شورای امنیت را در ادامه مقاله بخوانید
ادامه مطلب...
خبر خوشی نیست. شورای امنیت قطعنامه تحریم ایران را تصویب کرد. ممکن است تصویب این قطعنامه اثر چندانی بر زندگی مردم نداشته باشد ولی وقتی بفهمیم در جهان تنها کشورهایی مانند سودان و برمه مشمول تحریم سازمان ملل شده اند، نمي توانيم احساس خوشايندي داشته باشيم. در واقع بار رواني تحريم است كه اكنون روي دوش ايرانيان - بويژه كساني كه ارتباطات بيشتري با جهان خارج دارند- سنگيني مي كند نه ترس از مشكلات مالي . براي خنثي كردن اين بار رواني اما راه حل هايي هست كه بايد با استفاده از ابزارهاي مناسب و زمان سنجي به كار گرفته شوند. مثلا ديروز و در آستانه تصويب قطعنامه ، پيام احمدي نژاد درباره ميلاد مسيح منتشر شد. دقايقي از انتشار اين پيام نگذشته بود كه خبر تصويب قطعنامه منتشر شد. اين خبر سبب شد خبر پيام احمدي نژاد حتي در خبرگزاري هاي داخلي به حاشيه رود. شايد بهتر بود پيام امروز يا فردا منتشر مي شد كه اندكي از هيجان خبري تصويب قطعنامه كاسته شده بود. نكته ديگر اينكه اكنون ما براي رساندن اينگونه پيامها رسانه خوبي در اختيار نداريم. اكثر رسانه هاي جهان مسلما از كنار اين پيام خواهند گذشت و در نهايت پيام به گوش مسيحيان ساكن ايران خواهد رسيد كه نه عددي هستند و نه زوري دارند. كاش دولت نهم كه سياست تهاجمي در عرصه بين الملل را اتخاذ كرده است ، درباره ابزارهاي پيام رساني هم چاره اي انديشيده بود. بدون داشتن يك شبكه تلويزيوني انگليسي زبان مانند الجزيره يا رسانه جهاني مانند تايم ، چنين سياستي يعني حمله با دست خالي.
متن زیر یکی از مطالب وبلاگ توفان یزد است
" براستی با توجه به تجربه ای که عاصی در دانشگاه آزاد دارد، و نیازی که دانشگاه آزاد به نیروهای صداقت مدار و همراه مردم دارد، رفتن عاصی از استانداری یزد به هیئت رئیسه دانشگاه آزاد، می تواند یکی ازبهترین و زیباترین و جالبترین تصمیم گیری های احمدی نژاد به شمار آید، و با زیرکی و یک تیر، سه نشان بزند؛
۱- هم اینکه نیروی مورد اعتماد و امین خود را به دانشگاه آزاد بفرستد،
۲- هم اینکه برای استان صنعتی یزد، یک استاندار صنعتی با تجربه تعیین نماید!
۳- ندارد خودتان بسازید .. متن اصلی کلیک کنید
ادامه مطلب...
وقتي كه من بچه بودم
پرواز يك بادبادك
مي بردت از بام هاي سحر خيزي ي پلك
تا
نارنجزاران خورشيد
آه
آن فاصله هاي كوتاه
وقتي كه من بچه بودم
خوبي زني بود
كه بوي سيگار ميداد
و اشكهاي درشتش
از پشت آن عينك ذره بيني
با صوت قرآن مي آميخت
.
.
.
ادامه مطلب...