| HOME PAGE | BLOG ARCHIVE | PHOTOBLOG | RADIO | Articles | photo.net | RSS | English web | العربي وب |
اگر من متولی بافت تاریخی یزد بودم یک شبه خیال جماعت را راحت می کردم، خرابش می کردم ، قال قضیه کنده شود، فوقش بیانیه می دهند یقه پاره می کنند و خشتک روی سر می کشند یک هفته نگذشته همه یادشان می رود، از پس فردایش یک عالمه گل با چسب نواری می چپاندم به دسته کلنگ و می دادم دست امام جمعه شهرم یا نه استاندار، اگر هم نشد خودم افتخارش را با یک عکس دیجیتالی برای خودم و عملکردم ثبت می کردم، شهرک سازی در یزد راه می انداختم که مردم ساکن محله اش از شر چشم آبی های اجنبی که تا توی سوراخ خلای خانه ام چشم می چپاندم، که تاریخ را پیدا کنند، راحت شوم، از مار و موش و سوسک و سالک و همسایه های ناخوش تیپی که می گویند اهل کابل یا دره پنجشیر هستند، راحت شوم، می رفتم چند تا آپارتمان خوشکل و با آسانسور می ساختم تابا یک کلید بروم تا قعر آسمان، نه اینکه مجبور باشم برای رساندن پیرزن بیمار همسایه مان، منت آقا علی که به قناعت مشهور عوام است، را برای امانت گرفتن چند دقیقه ای فرغونش بکشم که چی؟ که نه نه سلیمه را بگذارم رویش ده دقیقه مثل گوسفند توی این کوچه پس کوچه ها بدوانم، پیرزن بیچاره هم عوض قلبش، نگران سرعت غیر مجاز من باشد که خدای نکرده قبل پیرزن بی خیال زدن شود.
اصلا بی خیال می شدم حال اساسی هم به مسجد جامع می دادم، اگر هم قضیه بین المللی می شد مثل قضیه" هسته ای" آنقدر بیخش را می گرفتم که اینجوری شود .
اگر مسئولی بعد از 15 روز حرفی می زد و اعتراض می کرد اول می رفتم دم در اداره اش! کی؟ صبح زود، وقتی که هنوز کارمندانش سر کارشان نیانده اند، به او می گفتم صبح بخیر ، خواب خوش بود، اگر لطف کنید کمی زودتر بیدار شوید ممنون می شوم. حالا فوقش عصبانی می شد، دم دم های غروب شماره موبایلش را می گرفتم کلی معذرت خواهی و خالی بندی ها یی که تو حرفه ام یاد گرفته ام، آدرس خانه اش را می گرفتم و می رفتم محله میدان اطلسی ، تا این دفعه جلوی زن وبچه اش به او حالی کنم کسی که حتی یک شب را هم در بافت تاریخی نگذارند است، چطور می تواند برای آدم های ساکن بافت طرح وبرنامه بریزد، که صد البته توان اجرای کردن یکی از آنها را هم ندارد.
نه بی خیال می شدم .. .
خدا را چه دیدی شاید من یک روزی بر خلاف تمام علاقه ام به تاریخ، برای مردمم این نماد های کلوخی و خشت گلی فرهنگ وتمدن ایرانی بودن را با لودر به جای گاهگل تزئئین می کردم . ...شاید
شاید این مطلب را ادامه دهم
یادآوری:
سایت یزدنا چند روزی است به دلیل مسائل فنی غیرقابل دسترس شده است. بنا بود نسخه آلفا سایت با طراحی جدید آپلود شود که به علت یک مشکل کوچلو دچار بحران بزرگ عدم دسترسی سایت شدیم. انشالله با زحمات دوست خوبم و مدیر فنی سایت هرچه زودتر این مشکل برطرف شود. البته چرا دروغ کمی هم پایان ترم بود...
آمده است در روایات اسلامی در باب شیعه که در شرایطی که یکی از زوجین امکان تاهل برایش مقدور نیست می تواند با رعایت شرایطی معلوم و مشخص و صد البته مکتوب اقدام به ازدواج کند. اما نکته مشروحه ذیل این بند این است که این امر در صورتی اتفاق بیفتد که امکان گناه موجود باشد و ...
شما اگر معقتد هستید که در دین اسلام زن و مرد حقوق مساوی دارند، باید به دیگر آیات قرآن هم معتقد باشید . پیشنهاد می دهم آیه 24 سوره نساء از قضا اسمش از وجود شما شما خواهران محترمه است، بخوانید. فارسی اش می شود : از زنان آن کسانى که شما از آنان براى مدتى معین تمتع مىبرید واجب است اجرتشان را بدهید.
با این شرایط این مسئله ای است که قرآن تاکید می کند ، مطمئن باشید خدا به فکر آن بچه ها و خواهران که در آن شرایط دیگر لقب روسپی نخواهد گرفت، بوده و هست،
منابع دینی ما بهتر حکم می کنند که چه شود یا نشود قسمتی از تفسیر این آیه را در ادامه مطلب بخوانید باشد که رستگار شوید
چند روزی است در رسانه ها بحث ازداوج موقت داغ شده است، موافقان و مخالفان اجرای این طرح شیعی تو سر وکله هم می زنند ، این میان برخی هم خاطره تعریف می کنند!، دیروز با چند تا از بچه های فعال اجتماعی یزد مهمانی بودم، بحث، بحث راه اندازی پایگاه اینترنتی ازدواج موقت در استان یزد بود! مخالفان و موافقان این طرح همه پذیرفته بودندکه این طرح شیعی باید اجرا شود. حال دعوا سر چگونه اجراکردنش بود. جالب آنکه یکی از هتل های یزد هم برای زندگی موقت این بزرگواران در نظر گرفته شد. فکر می کنم تا ده روز دیگر سایت اینترنتی ازدواج یزد شروع به فعالیت کند. البته در این سایت فقط مسئله ازدواج موقت نیست ، تلاش این است که وصل به هجران تبدیل نشود یعنی موقت به دائم تبدیل شود. این مطلب را اعلام کردیم تا از نظرات شما یزدی ها در این خصوص بهره مند شویم . این هم وبلاگ طرح در اولین پست نظرات خود را مرقوم فرمایید
چند روز پیش به برکت پلیتکمن های یزدی در جمعی میزبان دکتر پیروز مجتهد زاده، استاد علوم سیاسی بودیم. وی نگرانی خود را از عدم شکل گیری جثه حقیقی حزب در ایران اعلام کرد و برای آینده این چند حزب نیمه کاره هم ابراز نگرانی کرد. اما در مورد مسائل سیاست خارجی ایران با نگاهی گذرا به آنچه رخ داده معتقد بود: به دلیل عدم تعریف مناسب از منافع ملی واقعا وزاری خارجه نمی دانند باید از چه چیزی در خارج از ایران دفاع کنند. وشاید تغییرات فاحش در رفتار دولت های ایرانی نیز برگفته از همین عدم تعریف باشد.
قهرمان شدن علي دايي در ليگ فوتبال ايران به همان اندازه شگفتانگيز است كه اول شدن هاشمي رفسنجاني در انتخابات مجلس خبرگان رهبري و علي دايي در ميان اهل ورزش همان اندازه نامحبوب است كه هاشمي رفسنجاني در ميان اهالي سياست. اما چه موافق دايي باشيم، چه مخالفش، امروز او قهرمان است همچنان كه چه موافق هاشمي باشيم و چه مخالفش او برنده اصلي انتخابات خبرگان بود. هاشمي كه دوبار خود را در معرض راي مردم قرار داد و توفيقي نيافت و پس از سالها رياست مجلس و جمهوري نتوانست نماينده مجلس و رئيس مجدد جمهوري شود، هاشمي كه دوباره بهفاصله هفتسال از پيروزي در انتخابات بازماند آنقدر «حرفهاي» بود كه دست به ريسك بزند و يكسال پس از شكست در انتخابات رياستجمهوري سال 1384 و شش سال پس از شكست در انتخابات پارلماني سال 1378 بازهم وارد انتخابات شود و اينبار بيش از همه نامزدهاي اصلاحطلب و اصولگرا (كه هريك در دورهاي او را از خود رانده بودند) راي آورد. اين احتمالا آخرين باري بود كه هاشمي خود را در معرض راي مردم قرار ميدهد چه سنوسال او نسبتي با طبعآزمايي در انتخابات ندارد اما همين انتخاب آخر، هاشمي را در شرايطي قرار داد كه احساس كند با رضايت از صحنه انتخابات كنار ميرود. وضعيت هاشمي ديروز در مورد علي دايي تكرار شد
این روزها هر چند محمود احمدی نژاد در حال مذاکره کردن با آمریکای جنایتکار است ولی نماینده تام الاختیار او در استان یزد یعنی دکتر عاصی در رختخواب است چرا که وی در بستر بیماری میگرن یا همان سردرد است. نمی دانم این خبر تا چه حد راست باشد ولی به دلیل طولانی شدن بیماری ایشان در ابلاغیه معاون عمرانی مسئولین امضای استاندار راپذیرفته . خوب در این شرایط جانشنین نیاز است.
برای رفع چنین معضل بزرگی در استان یعنی سردردهای مداوم استاندار یک راه حل درمانی و خیلی منحصربه فرد را از زبان یک ساکن بومی یکی از روستاها دورافتاده برای دکتر عاصی می نویسم ، احساس می کنم با توجه به عجیب بودن روش درمان افاقه کند:
مقداری سنگ رودخانه که به آن سله یاصله و چیزی شبیه همین باشد را در آتش بگذارید یعنی کاری کنید داغ شود اول سیاه شده و تا سفید شدن سنگ به حرارت دادن آن ادامه دهید.
سپس مقداری شیر تازه گوسفند[ در صورت عدم دسترسی به شیر گوسفند فکر کنم شیر گاو هم غمی نباشد] در یک ظرف ریخته و سنگ های داغ داغ را درون آن ظرف بریزید و سپس از بخارهایی که از شیر برمی خیزید خود را بخوور دهید. بعد از تکرار این عمل در چند نوبت ظرف سه روز بیماری به طور کامل برطرف می شود.
امیدوارم حال استاندار خوب باشد و همچنان پایان سال شیرینی را داشته باشیم و هیچ یزدی بدون زمین در روی کره خاکی یزد باقی نماند
حتما در مورد دیدگاه دیگر ممالکت دنیادر مورد ایران کمی می دانید، نمونه بارزش ساخته شدن فیلمی به نام ۳۰۰ است. آنها اقوام ما را افرادی وحشی و نادان و البته به اصطلاح امروزی بیسواد می پندارند و داشته اند. برایم جالب است در یزد که شهری تقریبا توریست پذیری است و هر ساله هزاران نفر از آثار باستانی آن دیدن می کنند، اکثرا از کشورهای اروپایی و البته آمریکا هستند، از ینگه دنیا کلی پول خرج می کنند تا بیایند ببینند آثار اقوام وحشی ما را.
این پاردوکسی که چرا ان باسوادان و قوم های ایستاده بر بالای قله دانش از آثار دست یک مشت آدم وحشی خوششان می آید، برایم سوال است؟ توجیه این پارادوکس پاسخ خوش طعمی برای ما ایرانی ها دارد...
به بهانه تجلیل از "بودن" روزنامه ای به نام خاتم در یزد، با جمعی از اهالی قلم و از جمله تحریریه این روزنامه جمعه شب را سر کردیم. استاد مهدی آذر یزدی، حسین مسرت، قلم سیاه، هیربد، مهندس سفید و ... دیگر دوستان و نزدیکان رسانه خاتم یزد در یک جمع کاملا خودمانی از بودن در کنار هم و در یک محیط کاملا سنتی یزد لذت بردیم. در همهمه این نشست نیز از رضا حقیقت نژاد که مدت زمانی سردبیر رزونامه خاتم یزد بود و اینک نیست، هم سپاسی گفتیم. شاید این جشن کوچک و خودمانی و البته سپاس از یک " روزنامه نگار" آغازی باشد بر تداوم چنین سنت هایی، سنتی به نام " تجلیل از یک روزنامه نگار"، حتی در مقیاس رضا حقیقت نژاد .
جالب بود، استاد آذر یزدی در این جمع از دوران سانسورچی های پهلوی ها سخن گفت و اینکه چگونه به خاطر افتادن دال شاه خردمند، خسروی حروفچین شب را در سلول شهربانی به صبح رسانده است و اینکه روزنامه خاتم ُ نشریات یزدی را از حالت شهرستانی خارج کرده و ... . شب خوشی بود باشد که تداوم یابد این چنین دورهم نشینی های اهالی قلم یزد
امروز دوم خرداد ۸۶ است ده سال پیش دوم خرداد ۷۶ بود زمانی که سید محمد خاتمی ۲۰میلیون و اندی رای از مردم گرفت، ۸ سال اصلاحات کرد تا نتیجه اش به احمدی نژاد ختم شد. ۱۰ سال پیش در چنین روزی ، لقب رای اولی داشتم ، لقبی که آن روزها هنوز باب نشده بود، امرو ز ۱۰ سال از آن روز گذشته، کشور بحران ها به خود دید و امروز به محمود احمدی نژاد رسید. جنبشی به نام " اصلاحات" شکل گرفت و اینک پس از فراز و فرودهایش در باور مردم دارای سر و صورت شکل شده، همانگونه شبیه این هیکل برای "اصولگرایی" ترسیم شده است، مردم امروز ایران دو دیدگاه موثر در انقلاب را به عینه تجربه کرده اند اصلاحات و اصولگرایی و این نتیجه انتخاب آینده است که مهر مردم را بر شیوه اداره مملکت و انقلاب در آینده مرقوم می کند. دوم خرداد مبارک
© 2008 yazdnegar.blogfa.com Powered By : Blogfa |