تبليغاتX
..:: یزد نگــــار Yazd Negar ::..


خبر آمد خبری در راه است !

بنا به اطلاعيه اي كه امروز رسيده خبر آمد خبري در راه است!

خودتون اطلاعيه رو بخونين:

 

در

 

جشن ميلاد

 

 

بذر ولايت امامان علي و جواد ( عليهم السلام ) را

 در جانمان مي كاريم.

درس كرامت انساني، جود و سخا را از جواد

و نشانه راه را از خورشيد غدير مي گيريم.

 

با سخنراني

 حجت الاسلام والمسلمين دكتر خاتمي

 

رييس موسسه بين المللي گفت و گوي تمدنها

زمان : چهارشنبه 3 مرداد 86 ساعت 19:00

مكان : يزد - خيابان امام خميني - مسجد روضه محمديه ( حظيره )

 

 

+ نوشته شده در  سی و یکم تیر 1386ساعت   توسط زمان زاده   | 


این دو خبر را بخوانید و مقایسه کنید

يك پژوهشگر يزدي :كتابخانه‌هاي اداره ارشاد يزد به روز نيستند

کتابخانه تخصصی آنلاین  در مشهد افتتاح شد

+ نوشته شده در  بیست و پنجم تیر 1386ساعت   توسط زمان زاده   | 


 

پیرزن چادرش را که با آن گل های سفیدش، مچاله کرد گوشه دهانش، دست راستش را به سمت میز  برد و پوشه سبز رنگی که با ماژیک سیاه چند کلمه ناخوانا را به تن خریده بود و دو ، سه تا شماره داشت، از روی میز برداشت و زیر لب غرغر کنان به طرف در خروجی راه افتاد، کارمند که معلوم بود تا سه ماه دیگر بازنشست می شود، از پشت میز  درآمد و گفت: مادر حالا برو دبیرخونه شماره کنه، جزو پروندت(1) حساب مشه، خیلی بهتره...

پیرزن با عصبانیت برگشت، آنقدر ناراحت بود که چادر از دهانش رها شد، مثل داستان آن لاک پشت و دو مرغابی، گره چارقد زیر گلویش معلوم بود، با لهجه یزدی مخصوص محلات قدیمی که جوان هایش با آن تیپ های قیصر مانند، بسیاری کلمات را شل شل  ادا می کنند، گفت: حساب بشه که چی چی بشه؟ دو سال آزگار یه تا(2) ماشین آجر موخوام(3) این طویله لامصب را درست کنم، همش اذیتم موکند(4). همش مگد می یام(5)، دو ساعت من پیرزن را تو کوچه وای مسوند(6) و آخرش نمی ید(7) . همش فکر اون خارجی های بی دین و ایمون هستد.

حالا کارمند  روی صندلی اش نشسته بود و گوش می داد.

-          معلوم نیست این جهودا پول هاشونو از کجا می یارن، می یان تو مملکت ما خرج می کنن، پول عرق، شراب و ولگردیا و هرزه گردی زناشونه، این پولای کثیف اومده تو زندگی مون که برکت رفته، همش دارم غصه موخورم...،(8)

 این آخرین جمله پیرزن بود و در آستانه در گم شد

 

توضیحات برخی کلمات به زبان معیار در ادامه مطلب می باشد


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  بیستم تیر 1386ساعت   توسط زمان زاده   | 


تاريخ : چهارشنبه 12 ارديبهشت 1386
ساعت : ۱۱:۳۰
مكان: سالن مرحوم حميديا، دفتر استاندار يزد

استاندار یزد: مديراني كه توان ندارند، خود را معطل نكنند  


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  نوزدهم تیر 1386ساعت   توسط زمان زاده   | 


چه حسی دارد

             وقتی سر راننده  ماشینی که یکی از درهایش باز است داد بزنی:

                                                                                                اوي ي ي ي ي درت وازه ...

+ نوشته شده در  هفدهم تیر 1386ساعت   توسط زمان زاده   | 


برگرفته ازوبلاگ آقای  پایدار اردکانی نگین کویر

+ نوشته شده در  شانزدهم تیر 1386ساعت   توسط زمان زاده   | 


 

احمد عجمین

برآمدن خبرها از پستوی اتاق به تیتر یک روزنامه ها و سایت های خبری  نشان از دعوای استخوان دار اصول گرایان برای سکان نشینی بر مسند مدیریت کلان استان است . تغییر ابوالقاسم عاصی از سمت استانداری این روزها یک امر حتمی جلوه داده شده و حتی کار به دعوای  چه کسی رییس شود؟، رسیده است. در بازخوانی پرونده عملکرد نه چندان قوی دولتمردان دولت نهم در یزد و منتهی شدن به انتخاب تغییر استاندار ، این روزها به یک نام با حاشیه زیاد برخورد می کنید، احمد عجمین، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان یزد.

یکم: عجمین در مقام یک مدیر کل ، عملکرد به ظاهر ضعیف ارائه کرده است چراکه نارضایتی اصحاب فرهنگ و هنر استان از وی به مسئله ای تبدیل شده که این روزها تئاتری ها برای نکوهش عملکرد وی " مصاحبه مطبوعاتی" برگزار می کنند، کاری که هرگز در زمان مستی لولی وش گونه خود حتی به مخیله هم راه نداده و فقط در روزگار عسرت سراغ خبرنگاران را گرفته اند که شاید با حاشیه سالاری اندک مایه طعام بیشتری از آن خود کنند . اما این تمام ماجرا نیست، اصحاب شعر و ادب نیز این روزها نه از سر مشکلات مادی و مشکلاتی که همیشه با شب نشینی با  " مسئولین ذیربط" حل و فصل می شد، فراتر رفته اند بلکه بحث های خانگی خود و چه کسی اولی تر است؟، را به هیچ واهمه ای از بدنام شدن در جویبار قدرتمند رسانه ها جاری می کنند و این نشان از استحاله شدن جایگاه ادب در نزد ادیبان و هنرمندان این روزگار یزد شده است. تجربه ای تلخ که بی شک مقصر اصلی آن ، حاج آقا عجمین است که ادب را اینگونه به ورطه بازی های کلامی کشانده است......


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  شانزدهم تیر 1386ساعت   توسط زمان زاده   | 


            لوگوی روزنامه هم میهن در بند

دیگر عادت شده است بشنویم اینگونه خبرها را: فلان نشریه توقیف شد، خوشمان آمده انگار کم کم ما یزدی ها، اینکه بگوییم یک فکر یزدی نشریه باز می کند، و امضای یک دیگر یزدی می بندد آن هم به گوشه چشمی.

 چه بوده وچه شده کار ما نیست شناسایی آن، باشد که در انده آن شناور باشیم، اندکی فکر کنیم و به یاد آریم سال ۷۸ را، باورتان نمی شود چگونه مردم شهر یزد ، (دقت کن، "شهر یزد" و نه استان) روزانه بیش از ۴۵ هزار نسخه نشریه چپ و راست را همراه با زنبیل نان به خانه می برندند و دانسته یا ندانسته غذای روح بشر با خود به سوغات یک روز جامعه مدنی مملکت فخیمه، سر سفره می نشاندند با خیالی آسوده تر، توی رگ می زدند، هم نان و هم پنیرش را....

 مردم شهر من روزنامه خوانند اگر روزنامه ای باشد بی خوف تر از سهمیه بندی، و این یزد امروز است که فقط جای ۱۰ هزار نشریه روی باجه های آهنی اش هنوز جادارند، بی خیال آن تعداد بشو که باز می گردد بی زیارت خواننده.... .

باشد که باز دوباره بهاری از جنس خواستنی ها بیاید، ...

باشد که زمزمه کنیم عقایدی دیگرگونه را....

....

و شاید که آینده ... 

نفس هم ميهن بند آمده ، پوپوليست ها مي خندند! مسیح علی نژاد

آقاي مرتضوي! از ما كه گذشت پاي كودكانت را قلم نكن مسیح علی نژاد

گزارش تصویری حجت سپهوند

باز مرتضوی از راز توقیف می گوید خبرگزاری فارس

کرباسچی منتظر تشکیل دادگاه می ماند خبرگزاری فارس

خداحافظ هم میهن مریم شبانی

ایلنا هم رفتنیست علی حق

کرکره مان را پائین کشیدند محمد جواد روح

هم میهن نمرد، پيام آوران مرگ مردند فريد مدرسي

رئیس ! این شماره هم میهن برای خودم محمد رحیمی زاده

هم میهن توقیف و ایلنا تعطیل شد فهیمه خضر حیدری

زنگ خطر برای همه روزنامه های اصلاح طلب محمد آقازاده

اگر اسطوره هم باشي اين ته خط است ليلي نيكو نظر

وكيل هم ميهن: توقيف روزنامه مبناي قانوني ندارد ايسنا

اگر يك كلمه بنويسيد مي دهم ريز ريزتان كنند مديار

 هم ما و هم میهن دردمند جمهور

از مشارکت تا هم میهن؛ از لغو امتياز تا توقيف  سیامک قاسمی

مسعود حیدری رفت تا ایلنا بماند خبرگزاری ایلنا

+ نوشته شده در  سیزدهم تیر 1386ساعت   توسط زمان زاده   | 


 

 

خبرهایی می شنویم بی آنکه بدانیم درست است یا غلط، بی آنکه بدانیم چرا باید این خبرها را بشنویم، عاصی دوست داشتنی دارد می رود، بی آنکه خودش بخواهد بیاد، بی آنکه خودش بخواهد برود. من جزو اولین کسانی بودم که خبر قطعی شدن استانداری عاصی را در قریب به دو سال پیش منتشر کردم، گرچه سایت خبری جریان ساز یعنی یزدنیوز دات کام  هم تلاش های زیادی برای مسندنشینی رییس ستاد انتخابات احمدی نژاد انجام داد. اما امروز دیگر نه یزد نیوز است که خط قرمزش عاصی باشد و نه من، امروز عاصی هست و دوستانی شبیه دوستان سید محمد خاتمی.

عاصی شبیه خاتمی است بی آنکه خودش بخواهد، شباهت این دو مدیر از دو منظر قابل تعمق است: روحیات فردی، رفتارهای سیاسی. سید محمد خاتمی از خانواده مذهبی و دینی، دکترا در رشته علوم انسانی مردمی، خندان، خوش مشرب .. و همه اینها را می توانی برای ابولقاسم عاصی مذنب نیز به کار ببری، پس ایندو یکی هستند ولی یکی از دنده چپ برخاسته و دیگر روی راست می غلطد.

اولین استاندار دولت نهم در یزد ، بی شک اختلاف نظرهای عمیق و فاحشی با اندیشهای مبتکر طرح گفتگوی تمدن ها دارد، ولی هر دو در خط اعتدال مسافر یک کوپه قطار مدیریت هستند.  عاصی و خاتمی شبیه یکدیگرند چرا که هیچ کدام به تمایلات افراطی نزدیکانشان توجه نکردند و از همین منظر می توان به چنین تیتری اشاره کرد:  پروژه عبور از خاتمی کلید خورد.

اما امروز نزدیک ترین دوستان عاصی و کسانی که نقش بسزایی در استاندار شدنش داشتند، بدون هیچ پرده پوشی خاصی صراحتا تمایلات خود را  برای تغیر وی اعلام می کنند: که او باید تغییر کند، چراکه آرزوهای " ما " را محقق نکرده است.

وقتی دوستان او خاتمی به دلمشغولی هایشان رخت نپوشیده عمل دیدند، راهی جز خط شکنی از اصول خود نیافاتند.

 عاصی قربانی دوستان بهتر از خودش شد و اعتدال روی وی، باعث کلید خوردن پروژه عبور قطار اصولگرایی از روی شخصیت و اخلاق یک مدیر نهمی، چیزی شبیه رخدادهای به سر آمده برای سید محمد خاتمی.

 

+ نوشته شده در  یازدهم تیر 1386ساعت   توسط زمان زاده   | 


 

طنز/ آخرين خبرها از استانداري يزد حاكي است، درگيري شديدي بين نيروهاي اصولگرا در وردي ساختمان استانداري در جريان است، نيروهايي با فرماندهي احمد عجمين در يك طرف خاكريز و نيروهاي ديگر با فرماندهاني همچون تقوايي، فاخرزاد و ... در اون طرف خاكريز مشغول جنگ هستند. السون وينتر، خبرنگار جنجالي رويترز دقايقي پيش گزارش داد: جنگ به حدي گسترده است كه موجب تعطيلي پروژ ه عمراني شهري در ميدان امام حسين شده و كارگران شهرداري كه همه از آنها فراري هستند در اين مناقشه فرار را بر قرار ترجيح داده اند.وي در پايان گزارش 20 ثانيه اي خود از حضور ابولقاسم عاصي در اين جنگ خبر داد....

گفته مي شود ابولقاسم عاصي كه با به زور خبرهاي سايت هاي خبري از رختخواب در آمده بود تا ثابت كند در حال روشن كردن موتورهايش هست، با بيژامه در بالاي خاكريز ايستاده بود ، شيخ ارشاد هم با بي سيم با قم در ارتباط بوده  و از حاج آقا دستور مي گيرد. شنيده شده ايل بختياري با راه آهن به يزد حركت كرده اند تا بختياري فر را به يزدي ها قالب كنند. گفته مي شود انها لوله كشي آب كارون را تحفه و چشم روشني اعلام كرده اند، در گيري ها به حدي گسترده است كه صدوقي، امام جمعه يزد  هم خواستار صلح شد و گفت بي خيال، همين عاصي استاندار باشد، ما نخواستيم .  كي وانگ يو، دبير كل سازمان ملل كه اخيرا روي صندلي كوفي عنان نشسته در ديدار با نماينده دائم ايران در سازمان ملل نيز با محكوم كردن هرگونه چنگ و دعوا بر سر پست و ميز  وصندلي هايي كه تا حالا به كسي لطف نكرده، خواستار حل اين موضوع با گفتگو و مذاكره شد. ادامه گزارش در بخش بعدي خبر

+ نوشته شده در  نهم تیر 1386ساعت   توسط زمان زاده   | 


نمی دانم می دانید یا نه، زیاد هم فرقی نمی کند اگر بدانید آب برخی مناطق شهر یزد امروز ۵ شنبه قطع است و شاید هم حالا که می خوانید بنویسیم بوده است، دلیلش به اصفهانی ها بر می گردد، خط انتقال آب اصفهان به یزد از ساعت ۱۱ امورز قطع شده و تا ساعت ۱۲ شب زودتر وصل نمی شود، لطفا امشب بی خیال شوید

+ نوشته شده در  هفتم تیر 1386ساعت   توسط زمان زاده   | 


حالا چند هفته ای از ماجرای بستری شدن اسماعیل فصیح در بیمارستان شرکت نفت می گذرد، ماجرایی که پنج شنبه چند هفته ی پیش با سکته خفیف مغزی این نویسنده ی پرکار و منزوی معاصر شروع شد و بیش از یک هفته طول کشید و تبعات بسیاری داشت؛ از انعکاس خبری ماجرا در رسانه های ادبی کشور گرفته تا ناگفته هایی که فصیح پس از سالیان سال به زبان آورد. حالا فصیح دوباره برگشته به همان آپارتمان همیشگی اش در شهرک اکباتان؛ احتمالا نشسته روی میز ناهارخوری خانه – همان میزی که بیشتر کتاب هایش را روی آن نوشته – و به تابلوهای روی دیوار نگاه می کند – که تصاویر بیشترشان روی جلد رمان هایش یا مثل «دل کور» داخل کتاب آمده و اکثرشان را دخترش «سالومه» کشیده – یا زل زده به گل و گیاهانی که از پنجره ی طبقه ی هشتم آپارتمان معلوم است و البته آلودگی هوای تهران و به این فکر می کند که از ماجرای بیماری و سر و صداهایی که توی روزنامه ها و نشریات ادبی به پا شد و آدم هایی جدیدی که توی ساعات ملاقات بیمارستان دید، می تواند یک داستان درست و حسابی دربیاورد؛ هر چند که خودش هم همین قصد را دارد، اگر حال و روزش کمی بهتر شود و اجازه بدهد. قصد دارد کم کم به ریتم روزانه ی زندگی اش برگردد و صبح ها قبل از صبحانه – که هوای تهران را راحت تر می شود تحمل کرد – کمی توی محوطه شهرک قدم بزند و بعد بیاد کمی چایی شیرین و کره و مربا بخورد و بعد بنشیند سر یک کتاب تازه.......


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  چهارم تیر 1386ساعت   توسط زمان زاده  


زندگی همه میتونه به سمت سربالایی و یا سرپایینی بره . اين دو مسير دو نوع است، طبيعي و يا مصنوعي، مي توني تفسير كني طبيعي اش كار خداست براي قرار رگفتن در بوته آزمايش و مصنوعي اش، حاصل  تنگ نظري، از سمت آدم هايي كه مي شناسي ، تجربه قبل از اینکه به من بگه حتما به حافظ علیه الرحمه هم همینو گفته که از چی باید بنالم، بي خيال بشي، بري زير آب، داد و هوار راه بندازي، بي خيال بشي مثل زماني كه خداوند صاحب اسم سوره بقره را آفريد و آن مخلوق ندا در داد: مـــــــــــا، سرم را بندازم پايين به آدم هاي ديوارگونه كنارم سلام هم نكنم، يا نه مثل " ابل" كينه به دل بگيرم و به جاي اينكه به چشمان آدم هايي كه تا كمر جلوي رويم خم مي شوند نگاه كنم، به افق دور خيره بشم و مثل همين مخلوق قدبلند، حتي وقتي براي اين آدم ها هم نذارم، در دوردست حتما كفتري براي آب خوردن پيدا خواهد شد تا وقتم را با اين كبوتر زيبا هدر دهم ... زندگي در جاده هاي تنگ و پيچ در پيچ مثل همين بافت تاريخي پر سرو صداي يزد مخفي شده با همون مفسده هايي كه وجود دارد وبرخي دوست دارند بگوييم وجود ندارد، من از بيگانگان هرگز ننالم

پي نوشت:

منابع آگاه اعلام كردند به دليل يه جوري شدن قيمت نفت، هندوانه از كيلويي ۶۰ تومان در روز ۳۰ خرداد به كيلويي ۲۴۰ تومان در روز ۳ تير تغيير قيمت داد، اين منبع آگاه تاكيد كرد: اين تغيير قيمت هيچ ارتابطي با سوم تير ندارد 

+ نوشته شده در  سوم تیر 1386ساعت   توسط زمان زاده   | 


 

هم ميهن- مسيح علي‌نژاد: از همان روزي كه محمود احمدي‌نژاد صندلي‌هاي نخستين جلسه هيات دولتش را به جاي چيدن در ساختمان رياست جمهوري واقع در خيابان پاستور، جايي دورتر از پايتخت چيد و عازم خراسان رضوي شد تا امروز كه همچنان پا در ركاب، از اين استان به آن استان مي‌رود، كمتر كسي توانست منتقد مطلق «سفرهاي استاني» رئيس جمهور باشد.

 

از اين روي حتي آنان كه در زمره منتقدان و مخالفان اصلي گام‌ها و رفتارهاي توده‌پسند دولت قرار داشتند نيز تنها به خرده‌گرفتن بر تك‌روي‌هاي رئيس دولت و سندزدن فرجام و فرآيند دشوار دستيابي كشور به فناوري هسته‌اي به نام اين دولت و زير سوال‌بردن تمامي تلاش‌هاي دولت‌هاي گذشته، اكتفا كرده و در نهايت باز هم از انتقاد به چرايي و چگونگي تحقق وعده‌هاي بسيار و ايجاد توقعات بسيار اين سفرها چشم پوشيدند و ترجيح دادند همواره در گفت و نظرهاي خود دولت را به دليل برگزيدن شيوه‌اي كه ارتباط رودررو با مردم تمام كشور را به‌عنوان برنامه اصلي خود برگزيده بود، ياري رسانند.

 

اگر چه در اين سفرها تنها جمع محدودي از اهالي خبر، قادر به همراهي رئيس دولت در سفرهاي استاني شدند، اما در اين گزارش تلاش شده است، حاصل مشاهدات و شنيده‌هاي خبرنگار ما در مواجهه با مسوولان استان يزد، پس از گذشت سه ماه از سفر رئيس دولت نهم به اين استان به تصوير كشيده شود

 


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  دوم تیر 1386ساعت   توسط زمان زاده   | 


جشنواره وبلاگ نویسی تبیان در حال برگزاری است . ثبت نام کنید