پی نوشت: اینکه وبلاگ ها خیلی سریع تر از اس ام اس عمل می کنند خیلی باحال است
داستان های دوره اول تحصیل بی شک نقش مهم و محسوسی در زندگی آینده هر دانش آموزی ایفا می کنند، خواه این دانش آموز امروز در لباس رییس جمهور بر معلم بودن خود به دیگران بنازد. داستان تصمیم کبری، شاید یکی از آن داستان هایی باشد که همچون آن مرد با اسب در باران آمد، چوپان دروغگو و بابا آب داد، نوعی شیوه درست زیستن را از اوان کودکی بیاموزاند.
کبری شخصیتی است نه از جنس بانوی همسایه بلکه فردی است که بهترین عمل عصر امروز یعنی مطالعه را در فضای نا امن همچون حیاط خانه انجام می دهد و به ناگاه درگیر شدن به موضوعی دیگر ا و را و کتابش را از هم جدا می کند و در نهایت هم او و هم کتابش دچار نوعی خسارت و زیان میشوند.
این رخداد احمدی نژاد را نیز شامل شد و یک انتخاب اشتباه برای مدیریت استان به صرف یک فرد خوب، عاقبت را چنان تیره و تار کرد که هم او و هم منتخبش دچار نقص شدند و دولت اینچنینی در میانه راه با هزارو یک حاشیه پررنگ مجبور به تغییر کابینه اش در استان شود
و اما امروز دیار مردمان خونگرم و زحمتکش یزد پس از دوساله شدن دولت نهم مفعول یک تصمیم کبریی دیگر شد، دارلعباده که کم کم لقب استان بی استاندار می گرفت امروز باید شاهد به کرسی نشستن یکی دیگر از نظامیانی با عنوان سردار باشد، سردار که خوب بودن استخاره میانه اش را بر بد بودنش ترجیح داد و به هیئت دولت رفت تا رخت استانداری بپوشد با خیاطی استادی به نام محمود احمدی نژاد.
کبری داستان یک تصمیم اساسی گرفت و اینکه همیشه خواندن کتاب زیر درخت حیاط خوب نیست هرچند کتابش خوب باشد، تجربه تلخ یک انتخاب اشتباه دولت ساختارشکن نهم را چنان در استان دچار هیجان سیاسی کرد که امروز دیگر حتی علاقه ای به گویه های دلسوزانه نماینده رهبر و حتی نمایندگان مردم ان دیار ندارد و خود بار دیگر تصمیمی برای خود می گیرد، یک تصمیم کبری.
ادامه دارد...
اول: تعاریف
ادامه مطلب...
بنام خالق عشق
بیاد امام عدل گستر راستین در فضایی آکنده از شمیم گلهای ولایت و جمعی از مشتاقان ظهورش دوشکوفه از گلستان اسلام پیمان همبستگی و پیوستگی می بندند، گل روی شما زینت افزای محفل ما خواهد بود
احتمالا در این محفل بعد از قرائت یکی از ادعیه مربوطه با حضور حاج .... از مداحان کشوری در سرور مراسم عروسی یکی از ائمه اطهار ..صلوات بلند بفرست

از انجا که موسیقی ایرانی همیشه با انواع دیگر موسیقی فرق داشته و اثر جديد شجريان که اخيرا در آلبوم جديد به نام غوغاي عشقبازان آمده را به شما ژیشنهاد می کنم . اساتید فن گفته اند اثر در چهارمضراب رقص پروانه اثر فرجپوري در آواز افشاري است. تو اینترنت گشتم و لینک دانلود تمام آنهگ ها را براتون در ادامه مطلب گذاشتم. اینجا را فشار دهید
ادامه مطلب...
"و به قلم که توتم من است..."؛ تنها وسيلهات براي احياي حق عامه، قلم است و در ميان ورقههاي تقويم روزي به نام تو مزين شده، 17 مردادماه، روز خبرنگار، روزي كه از شهادت يك خبرنگار گواهي ميدهد و شايد همين واقعه نمادي باشد بر آنچه كه بر اهالي اين حرفه ميگذرد و مظلوميت تو را بازگو ميكند. تويي كه تنها با قلمي بر دست يا دوربيني بردوش بايد زيباييها و زشتيهاي را ترسيم ميكني و رسالت و مسووليت حكم ميكند نسبت به اتفاقاتي که در اطرافت رخ ميدهد خاموش نباشي، زيرا ديگران از تو كه وظيفهات آگاه كردن است انتظار دارند.
امروز روز خبرنگار است، شايد بهانهاي باشد به خود بنگريم كه براي كدامين هدف پا به اين عرصه گذاشتهايم؛ ميگويند اهميت حرفهي خبرنگاري از حرفهي قضاوت مهمتر است چرا كه قاضي با حقوق فردي سروكار دارد، اما روزنامهنگار با حقوق اجتماعي.
اگر خبرنگار يك نارسايي را در جايي لاپوشاني كند، نقد نكند يا از افشاي سوء استفاده و فساد چشمپوشي كند، به منافع ملي خيانت كرده است.
خبرنگاري جزو مشاغل سخت و زيانبار در دنيا به حساب ميآيد و كسي در اين حرفه گام مينهد، مسووليت اجتماعي دارد زيرا خبرنگاري پيش از آنكه يك شغل اقتصادي باشد، يك وظيفه و مسووليت اجتماعي است و از اين رو بعد اقتصادي حرفهي روزنامهنگاري نسبت به مسووليت اجتماعي آن در درجه دوم اهميت قرار ميگيرد و كساني كه به اين حرفه وارد ميشوند، در وهله اول، بايد نگران مسووليت اجتماعي خود باشند.
بايد پذيرفت كه اطلاعات، نه يك كالاي بازرگاني كه نوعي خدمت اجتماعي است، از اين منظر روزنامهنگاران به عنوان كساني كه در كار توليد، پردازش و نشر اخبار و اطلاعات هستند نميتوانند به اين حرفه تنها از منظر تامين منافع شخصي و كوشش براي پيش بردن مقاصد حرفهيي يا حتي تامين منافع صاحبان و مديران رسانه نگاه كنند، چرا كه در برابر جامعه مسوولند.
مروري بر اعلاميهي 1978 يونسكو در مورد حقوق مسووليتهاي روزنامهنگار، تاكيدي بر اين ادعاست؛
«حق دسترسي به اخبار واقعي، از ضرورت شناخت شرايط محيط زندگي، براي رفع نيازهاي اجتماعي و نگهباني از منافع ملي، سرچشمه ميگيرد. در اين بين وظيفه اصلي روزنامهنگاران آن است كه اطلاعات صحيح، جامع و كامل در مورد موضوعات مربوط به نيازهاي جامعه و منافع ملي، در اختيار مردم بگذارند و به عبارت ديگر، موظفند تمام اطلاعاتي را كه شهروندان براي مشاركت فعال در زندگي مدني به آنها نياز دارند، آماده كرده و به آنان ارايه كنند».
گذشته از اينها بزرگداشت روز خبرنگار، هر چند تجليل از قداست قلم و تكريم از فعالان مطبوعات و رسانهها به عنوان چشمان تيز بين جامعه است، اما نميتوان از مشكلات خبرنگاران و رسانهها غافل بود. درست است كه با تخصصي شدن دايره نظام رسانهيي کشور اکنون خبرنگاران جايگاه مناسبي را در افکار عمومي به دست آوردهاند، اما هنوز يک پرسش باقي است، به راستي وظيفهي دفاع از حقوق خبرنگاران بر عهدهي کيست؟
وقتي رسانهيي تعطيل ميشود، خبرنگار آن رسانه چه بايد بكند آيا خبرنگار به اين سرنوشت محكوم شده كه چند صباحي را در آن رسانه مشغول باشد و با وقوع اتفاقي بايد به رسانه ديگري كوچ كند؟
آيا قسمت همه روزنامهنگاران و خبرنگاران واقعي اين است که دم فرو بندند و بغضشان را درگلو نگه دارند و پير شوند و بميرند! تا بعد از مردن آنها احيانا مراسم بزرگداشتي برايشان گرفته شود و باز هم عدهاي فرصت را مغتنم شمرده و در فضيلت خبر و خبرنگار قلمفرسايي کنند!
امروز باز هم روز خبرنگار رسيده است روزي كه نه ميتوان براي آن آغازي متصور شد و نه پاياني!.
مدیریت یزد الان درباره این سوال در حال فکر کردن است یعنی زمانی که ۶ ماه از سفر دولت به یزد گذشته و آمارهای واقعی و صحبت های خودمانی مسئولان نشان از عدم موفق بودن روند اجرایی مصوبات در یزد می دهد ولی هنوز دنبال صاحبی برای امضای اقای استاندار هستیم..
در پاسخ دادن به سوال اینکه چه کسی پنیر را جا به جا خواهد کرد به اسم های متفاوتی می رسی از جمله آقای عجمین، مدیرکل وقت ارشاد یزد. اینکه اقای عجمین در مدیریت سازمانی خود دچار نقاط ضعف و قوت است جای شکی نیست مثلا در مواجه با کارهای خاص فرهنگی و هنری کمی کمیتش می لنگد ولی در کارهای ساختاری و تغییر روش، خب نمره خوبی کسب می کند اما در مجموع می توان او را یک مدیر با سیاست و کیاست قلمداد کرد.
۱۷ مرداد روز خبرنگار است و عجمین هم مدیر مجموعه ای به نام ارشاد، پیشنهاد می کنم خبرنگارانی که از استانداری اقای عاصی کام نگرفته اند و دغدغه اصلی اشان عدم مصاحبه مطبوعاتی و کم کاری روابط عمومی استانداری بود در مواجه با استانداری اقای عجمین که حتی با وبلاگ نویسان هم مصاحبه می کند یک گزینه عالی باشد پس بهتر است از عجمین بخواهیم پنیر را جابه جا کند . این پیشنهاد من مخصوص آندسته از عزیزانی است که دو ماه قبل از انتخاب معظم له و در زمان مدیریت آقای غیاثی با دسته گل وشرینی با ایشان به عنوان مدیرکل ارشاد بیعت کرده بودند و دو ماه بعد هم چنین رخدادی رخ داد.
دوستان عزیزی این چند روز در تماس های خودشان از فعال نبودن سایت خبری یزدنا گلایه شدیدی داشتند (که البته به حق و درست است و نتیجه اش هم دلگرمی من و دوستانم برای فعالیت بیشتر)، که چرا سایت یزدنا خراب است. در توضیح این مشکل باید بگویم طرف قرار داد من یک شخص و مرتبط با شرکت طراحی وب در تهران بود که با شرکت carno.net از زیر مجموعه شرکت آمریکایی www.buyavps.com طرف قرار داد بود . این شرکت جونمرگ شده در برنامه های جدید خودش سیاست های تحریم هاست سایت های ایرانی را اعمال کرده و نتیجه اش غیر فعال شدن چندین سایت از جمله یزدنا شده است.
شاید اگر آمریکایی ها بفهمند که با تحریم شرکت آمریکایی برای خدمات ندادن به ایرانیان بیشتر به جریان دموکراسی و آزادی بیان ضربه می زنند این کار را نمی کردند.
تصور ساده اندیشانه آنان این است که با این کار سایت های دولتی ایرانی را محدود می کنند. به زودی بحث دیتا سنتر ایرانی و هاست ایرانی برای سایت های دولتی به ثمر می نشیند و این سایت های شخصی هستند که سرشان بی کلاه می ماند.
سایت های دولتی اکنون هزینه هاست داخلی 10 برابر مشابه خارجی است می توانند با کمک بودجه این مبلغ را بپردازند اما تحریم آمریکا باعث می شود تا سایت های که هیچ وابستگی به دولت ندارند با مشکل مواجه شوند. چه خوب بود که کاربران و وبلاگ نویسان ایرانی نامه ای منتشر می کنند و این مطلب را به اطلاع دولت آمریکا می رساندند.
به هر حال از تمام خوانندگان سایت خبری یزدنا به طور رسمی معذرت خواهی می کنم و لی به شما این امیدورای را می دهم تا پایان همین هفته مشکل یزدنا را مرتفع کنم و سایت یزدنا از شنبه به طور رسمی فعالیت خودش را از سر بگیرد
دیگر تحریمی ها:
و ....

زندگی را از دمش گرفتهام آويزان کردهام از بند که خشک شود. همهچيز با دور کند پيش میرود و يک تابلو ساعتها طول میکشد تا از مقابلم بگذرد. خيال دارم حرف گوش کنم و ول کنم سر اين رشته دراز را و بروم برای خودم در کوچههای شميران گم شوم. دنيا که بیما خودش برايمان تصميم میگيرد، بگذار بگيرد.
نوشته: میرزا
هفته گذشته تقریبا هفته پر کاری برای من بود، هم فعالیت های شخصی و هم اینکه سید محمد خاتمی در یزد سخنرانی می کرد و کلی کار ناشتا که باید سرو می شد، اقای خاتمی در سخنرانی خودش در حظیره با گوشه و کنایه زدن به اون وری ها ، تقریبا یکی از مهم ترین موضع گیری های داخلی خودش را در چند ماه گذشته انجام داد، اما متاسفانه همه خبرگزاری ها با قیچی به سراغ متن کامل سخنرانی خاتمی رفتند. آقای خاتمی عصر پنج شنبه ها به جمعی از نخبه های سیاسی و فرهنگی استان دیدار جمع خودمانی داشتند و متن های قیچی شده را کاملا خیاطی کرد ولی با اصرار آقای خاتمی مبنی بر عدم انتشار گفته هاش تو این جلسه، متاسفانه نشد پوشش خبری بدم، به هر حال استقبال گرم و مردمی متن مردم از سید محمد خاتمی ، برای همه رضایتبخش بود




.jpg)