خبرهای رسیده از تنها حوزه "اصلاح طلب دار" یزد نیز حاکی است صلاحیت محمدرضا تابش دبیر فراکسیون اقلیت مجلس به عهده شورای محترم نگهبان گذارده شده است. با این شرایط اصولگرایان یزدی در انتخابات مجلس هشتم بی رقیب شده اند.
آنچه امروز پیش روی کاندیداهای اصلاح طلب می باشد انتخاب یک راه از دوراهی پیش رو است:
1- انصراف قطعی از ادامه فعالیت در انتخابات و عدم اعتراض به شورای نگهبان
2- اعتراض به رد صلاحیت ها در شورای نگهبان و انتظار تا تایید صلاحیت
اول: اصلاح طلبان یزدی در صورت انتخاب گزینه اول و انصراف قطعی از ادامه روند فعالیت در انتخابات بی شک خود را در آزمون "جایگاه اجتماعی" خویش قرار می دهند، آزمونی که نتیجه آن به طور حتم میزانی در مورد نحوه رفتار مسئولان در انتخابات آتی ریاست جمهوری خواهد بود.
اگر "انصراف بدون جنجال" اصلاح طلبان از گردونه انتخابات و تک قطبی شدن رقابت به سبک انتخابات هشتم با اقبال عمومی جامعه مواجه شود، هرچند این جریان سیاسی در کوتاه مدت صدمه شدیدی خواهد دید ولی با برگ برنده "اقبال عمومی جامعه" در دراز مدت می تواند به "بازگشت به قدرت" امیدوار باشد.در غیر این صورت اصلاح طلبان باید خود را حریان حذف شده از قدرت پندارند.
دوم: اگر افراد رد صلاحیت شده که برخی از آنها جایگاه قابل قبول در جامعه داشته و از گزینه های احتمالی پیروزی در انتخابات محسوب می شوند به نحوه بررسی صلاحیت هیئت نظارت اعتراض کنندو منتظر رای شورای محترم نگهبان بنشینند بی شک تنها باید " امید به آرزو" داشته و احتمال پذیرفته شدن " وساطت بزرگان" را انتظار کشند، هرچند با شرایط موجود احتمال اعتراض به رد صلاحیت های انجام شده ضعیف است
اقای کلانتری را اول بار در کسوت استاندار یزد در جلسه ای با حضور چند کارشناس دیدم برایم جالب بود در هر مسئله ای ایده ای مطرح می کرد و به قولی صاحب نظر در عرصه های مختلف بود.شاید علت این دیدباز وی عملکرد'>http://www.irec.ir/contents.aspx?p=358bb19d-528a-4d12-942a-e05f878756f3">عملکرد و سوابق مختلفکاری ایشان باشد.هم اکنون هم در مجمع تشخیص مملکت فعال هستند و صاحب منصب، به هر حال اگر استاندار مملکت رد صلاحیت شود، من که از اهالی دهه شصت مملکت فخیمه هستم به خیلی چیزهای دیگر مملکت تغیر نظر خواهم داد.
اما به نظر من اصلاح طلبان باید از رد صلاحیت اقای کلانتری و امثال ایشان استقبال کنند چراکه در فضایی که هیچ نمایندهای از خودی هاتان نباشد خیلی راحت تر می توان فعل سیاسی انجام داد...
این شعر طنز مرحوم "حالت" به را آقای کلانتریhttp://kalantari.parsiblog.com/">کلانتری> که این چند روز به شدت دنبال تاییدیه گرفتن خوداز منتصبین قبلی خود هستند تقدیم می کنم:
هر منعمی که افتاد دنبال انتخابات
ما و منال او گشت پامال انتخابات
آن تاجری که هروز دنبال پول می رفت
امروز اوفتاده است دنبال انتخابات
در بازی وکالت خوشبخت آن حریفی
کاورا به دست افتد تک خال انتخابات
احوال انتخابات هر دوره خوب و خوش بود
این دوره گشته ناخوش احوال انتخابات
از بهرما که هر روز جنجال تازه ای هست
امروز گشته پیدا جنجال انتخابات
آن بیخبر که بی پول خواهد وکیل گردد
گویا خبر ندارد از حال انتخابات
دولت زدست مجلس گر شد دچار اشکال
اشکال کار او بود اشکال انتخابات
در جاده ی وکالت آهسته پای بگذار
گودال سهمناکی است گودال انتخابات
بازار انتخاباتی دانی که را دهد سود؟
آن را که گشته امروز دلال انتخابات
ابولقاسم حالت؛ تهران مصور 27/8/1322 شمسی
به قول یکی از دوستان فرخی این "همدیار لبدوخته" در 84 سال پیش شبیه برخی انتقادات امروزی هاست،
گویا تاریخ همیشه در حال تکرار شدن است،
راستی آیا واقعا تمام حوادث تاریخ تکرار می شود؟
سرمقاله
ای خامه راست رو . حقیقت جو باش
با خورن خون دل حقیقت گو باش
گر سر ببرندت ز حقیقت گویی
با دشمن و دوست یکدل و یک رو باش
هم قلمان محترم از تذکر این حقایق که خودشان هم قبلا اعترا ف میکنند عصبانی نشوند : انصاف بدهیم : چرا باید روزنامه نویسهای این شهر از توقیف جراید دیگر که مسلما برای ایشان انتفاعی ندارد قلبا مسرور و خوشحال باشند ؟ مگر نمی بینیم که هم مسلکان ما وقتی که دستشان از همه جا کوتاه می شود .همین که دیگر مبارز و معاندی در مقابل خود نمی بینند بدون جهت با هر گونه تهمت و ناسزا یا کلمات نیشدار به همکاران خود می تازند . این بدبختیها و بو الهوسی های بی مزه بیشتر به آبرو و حیثیت مطبوعا ت صدمه می زند ! ما نمیگوییم همکاران محترم ما در مسایل سیاسی وحدت نظر داشته و یا در موضوع اشخاص دارای یک عقیده باشند . زیرا این مسئله در هیچ جای دنیا سابقه نداشته و ممکن نمیشود اما مخالفت و تباین عقیده ربطی به فحش و تهمت ندارد . اگر ما طالب عظمت و افتخار مطبوعات باشیم . اگر ما بخواهیم دیگران بالاجبار برای ما وزن و اعتباری قائل شوند باید نوشتجات و مندرجات جراید خود را متکی بر اسناد و براهین کافی و روشن نموده و در مرحله نخست خود ما روزنامه را وزین و با قیمت بشناسیم . یکی را که امروز تنفیذ میکنیم فردا از او تمجید ننماییم . دیگری را که از او تعریف نموده و فرق او را به فرقدان می ساییم متوجه باشیم که اگر فردا بدبختی بار آورد با او چه معامله خواهیم کرد . این بود راز و نیاز و درد دل ما با همقلمان محترم خود
محمد فرخی یزدی
روزنامه طوفان - سال سوم شماره 29 13/ 8/ 1302
پی نوشت: نام افراد حاضر در این'>http://www.yazdnegar.com/photo/2008/01/post_29.php">این عکس درhttp://www.yazdnegar.com/2008/01/_84.php#trackback"> اینجا ست، فرخی نفر4 ردیف وسط از چپ به راست است


.jpg)