
استاد محمدرضا روحبخش یکی از بزرگان هنر موسیقی یزد است که که مدرک دکترایش را از آمریکا در همین رشته گرفته است. ابداعات و فعالیت های خاص فراوانی داشته است. چند سال پیش که مراسم تجلیل از استاد اصغر حسینی برگزار شد من تازه فعالیت در سرویس فرهنگ و هنر ایسنا را آغاز کرده بودم .در همان مراسم که استاد همایون خرم هم حضور داشت باب آشنایی با ایشان هم گشوده شد. بعد از آن ماجرا چندین دفعه با استاد در خصوص موسیقی، فرهنگ و مردم یزد گفتگو هایی در قالب مصاحبه انجام دادم که چند برای هم چند نشریه تخصصی حوزه مویسیقی از آنها استفاده کردند.
هرچند آشنایی شخصی من با هنر یا به قول استاد علم موسیقی در حد گوش دادن به آن است به حدی که گوش هایم تار عنکبوت نگیرد ولی گیرایی سخن و جذابیت گفتگو و هم پیاله شدن یک استکان چای با استاد روحبخش به قدری اثرگذار است که گذشت زمان را احساس نمی کنی.
شوخ طبعی استاد هم مثال زدنی است. این مسئله را وقتی یکبار برای مصاحبه ۴۵ دقیقه تاخیر داشتم به غایت زیبا احساس کردم.
استاد روحبخش و برادر ایشان هم که در موسیقی صاحب کرسی هستند و نمونه های فراوان دیگر در فرهنگ یزد وجود دارند که به دلایل مختلف عرصه فعالیت چندانی در دیار خود نیافته اند، دلیلش چیست؟ نمی دانم. اما اصولا یزد شهری هنر خیزی نیست. مردمش میانه ای چندانی با هنر ندارند، مگر هنری که ریشه در عقاید آنها داشته باشد.
خاطرات استاد روحبخش از موسیقی و فعالین مویسیقی قبل از انقلاب یزد که تمایل زیادی به کار واقعی هنری داشتند گنجینه ارزشمندی برای فرهنگ یزد است.
چند روزی است ایشان به دلیل تصادف در بستر بیماری هستند. برایشان سلامتی آرزومندم
دلگير دلگيرم مرا مگذار و مگذر
از غصه میميرم مرا مگذار و مگذر
با پاي از ره مانده در اين دشت تبدار
ای وای میميرم مرا مگذار و مگذر
سوگند بر چشمت که از تو تا دم مرگ
دل بر نمیگيرم مرا مگذار و مگذر
بالله که غير از جرم عاشق بودن ای دوست
بي جرم و تقصيرم مرا مگذار و مگذر
با شهپر انديشه دنيا گردم اما
در بند تقديرم مرا مگذار و مگذر
آشفته تر ز آشفتگان روزگارم
از غم به زنجيرم مرا مگذار و مگذر
کنسرت شهرام ناظری در یزد برگزار می شود

پی نوشت۱ : بخوانید خبر هفته گذشته در مورد شوالیه سیاه را ...
پی نوشت۲: به نظر می رسد کیاست در سیاست در سیاست یزد چاقوی برنده ای است ... تحلیل این جمله قصار به عهده آگاهان بحث های ده روز گذشته یزد باشد
جای بسی تاسف است که شهرام ناظری مولوی خوانی خود در داخل کشور را در بین مردم یزد بپذیرد و
آن وقت مسئولان استان به دلیل کثرت جمعیت از اعطای مجوز به آن خودداری کنند.
سوال من این است آیا حضرات از جایگاه شهرام ناظری در عرصه موسیقی ایران اطلاعی دارند؟
امیدوارم حجت الاسلام عجمین پاسخ شفاف و قانع کننده ای نسبت به این رفتار خود داشته باشند؟
هرچند این رفتار با توجه به اخباری که من در خصوص دلایل عدم اعطای مجوز به کنسرت شهرام ناظری دارم هیچ توضیح و توجیهی ندارد و همان بهتر آقای عجمین سکوت اختیار کند.
واکنش شهرام ناظری به عدم صدور مجوز به کنسرت
شهرام ناظری در خصوص چرایی لغو کنسرت خود در شهر یزد گفت : من هم به درستی دلیل چنین اتفاقی را ندانستم ولی شنیدم که چندی پیش در شهر یزد کنسرت های موسیقی پاپ برگزار شد، که این کنسرت ها به نوعی جو عمومی شهر را به هم ریخته و اینگونه عنوان شده که اهالی یزد با برگزاری هرنوع کنسرتی مخالفت کردند اما آنچه مسلم است عدم شناخت مسئولان فرهنگی در یزد برای انتخاب افراد و گروههای موسیقی موجب به وجود آمدن مشکلاتی از این دست شده است.
این خواننده در خصوص برنامه های آتی خود گفت : طی صحبت ها و برنامه ریزی انجام شده تابستان امسال در تهران و برخی شهرستان ها کنسرت برگزار می کنم.
با این توضیحات شهرام ناظری آیا برای مدیران ارشد فرهنگی استان آبرویی در نزد اهالی فرهنگ و هنر باقی مانده است؟
گاهی تک زدن به یک کتابخانه قدیمی خالی از لطف نیست. سرزدن بی مقدمه من به یک کتابخانه که بیشتر شبیه انباری کتاب بود، باعث شد تا با "لبخند تلخ" ترجمه احمد شاملو برخورد کنم. مجموعه ای از داستا های طنز نویسندگان بزرگی همچون چخوف، مارک تواین، لئوناکارینگتون و ... .
سال انتشار آن ۱۳۳۵ بود. طرح روی جلد هم که کمی در باب آن فکر کردم و نتیجه ای حصول نشد هم از ابراهیم حقیقی است.
خواندنش را به شما توصیه می کنم البته اگر یافتید... .
پی نوشت: خواندن بخش اول گفت و شنود از زندگي بگوئيم حاصل گفتگوی بانوان فريدة گلبو و دكتر مريم مشرّف و آقايان احمدرضا احمدي، فرّخ امير فريار، كاميار عابدي با دکتر اسلامی ندوشن را حتما به شما توصیه می کنم.
در بخشی از این گفتگوها از قول دکتر اسلامی آمده است: مسئلة نگارش خيلي تابع قاعده و قانون نيست. آن چه مسلّم است، چه در نثر و چه در شعر، آدم بايد يك حالِ مساعد داشته باشد
منبع: سایت دکتر اسلامی ندوشن
ادامه مطلب...
نيمه اول خرداد ماه يزد ميزبان نويسنده توانا و دانشمند فرزانه دكتر اسلامي ندوشن خواهد بود
دكتر محمد علي اسلامي ندوشن كه بنيانگذار نثر دانشگاهي سده اخير ايران است و تاكنون بالغ بر 60 عنوان كتب برجسته ادبي- تاريخي – اجتماعي از وي منتشر شده است همراه با خانم دكتر شيرين بياني استاد برجسته تاريخ ميانه ايران به دعوت آموزش و پرورش استان و موسسه فرهنگي اخوان دستمالچي نهم ،دهم و يازدهم خرداد ماه با موضوعات زير سخنراني خواهند داشت :
موضوع سخنرانی: « نقش دبيران ادبيات فارسي در رونق اشتياق ادبي »
زمان: جمعه 10 خرداد 87، رأس ساعت 10 صبح
مکان: سالن مركز تربيت معلم پاكنژاد با حضور فرهنگيان
--------------------------------------------------------------------------
موضوع سخنرانی: « راز ماندگاري ايران در تاريخ »
زمان: شنبه 11 خرداد 87، رأس ساعت 20،
مکان: سالن علامه اميني موسسه اخوان دستمالچي
موضوع سخنرانی: « جلال الدين مولوي و عشق»
زمان: پنج شنبه 9 خرداد 87 ،رأس ساعت 20
مکان: سالن علامه اميني موسسه اخوان دستمالچي
--------------------------------------------------------------------------
موضوع سخنرانی: « مولانا در رويارويي با مغولان»
زمان: جمعه 10 خرداد 87، رأس ساعت 20
مکان: سالن تربيت معلم پاكنژاد
===============================
دکتر اسلامي ندوشن روز پنج شنبه 9 خرداد باتفاق همسرشان دكتر شيرين بيان ضمن بازدیدي از مجموعه فرهنگي كه در شهر ندوشن كه به همت ايشان و همسرشان بنا گرديد با مردم اين منطقه نيز ديدار خواهند داشت.
گویا همین دیروز است. شاگرم مَمَلُک رفته بود قسط تاجر را بپردازد. خودم برای مشتری قند می پیچیدم که آدم حاکم پیدا شد و گفت: " آشیخ حضرت اشرف خواستندت..."
فی مده العلومه کریم کشاورانتشارت امیرکبیر تهران 2535

مسرت: نه، من در مورد دلایل بیماری آذر با رسانه ای گفتگو نکرده ام و تمامی مطالب در این خصوص از جمله همان مطلبی که شما گفتید را تکذیب می کنم.
پس دلیل بیماری اخیر آقای آذر چه بوده است؟
مسرت: برخی واقعیت هایی در زندگی آذر یزدی وجود دارد، از جمله اینکه وی علاقه وافری به مطالعه دارد و زمان مطالعه وی چندین ساعت و ممتد طول می کشد، در این شرایط آذر کمتر به تغذیه و رژیم غذایی اهمیت می دهد و زمانی نیز که این مسئله حاد شود متاسفانه غذایی مناسب را مورد استفاده قرار نمی دهد و همین مسئله باعث ضعف شدید جسمانی و کمبود ویتامین و.. بدن این نویسنده در دراز مدت شده است. این در حالی است که آذر تنهاست و این تنهایی نیز باعث تشدید بیماری می شود.
جریان گروه پژوهشی چیست؟
مسرت: جناب اقای محمد هادی محمدی نویسنده تاریخ ادبیات کودکان و ... از دوستان آذر است در چند مدت اخیر نزد ایشان بود. آقای محمدی به من مراجعه کرد و گفت وضعیت جسمانی آذر نسبت به گذشته بسیار تغییر کرده است و علاوه بر تنهایی، آذر رژیم غذایی مناسبب ندارد، و به ضعف شدید جسمانی دچار شده است، با دقت ایشان و پیگیری یکی از خیرین یزدی و حمایت های خانم حکمی، از مدیران بیمارستان سید الشهدا، آذر را به بیمارستان بردیم، محبت های دو فرهیخته یزدی از جمله آقایان دکتر صنعتی و دکتر صدر باعث شد تا آذر تحت نظر و مدادوا قرار بگیرد. متاسفانه برخی علاقه دارند سهل انگاری خودشان را به گردن دیگران بیندازند.
آخرین وضعیت آقای آذر چگونه است؟
مسرت: خوشبختانه وضعیت جسمانی ایشان رو به بهبود و رضایت بخش است.
آیا پزشکان زمان ترخیص وی از بیمارستان را اعلام کرده اند؟
مسرت: با توجه به همفکری های صورت گرفته، قرار است تا مداوای کامل آذر در بیمارستان بماند هرچند آذر هیچ علاقه ای به آنجا ماندن ندارد، با این حال فعلا در بیمارستان بستری و تحت نظر پزشکان خواهدماند.
تصویر: آذر در بیمارستان و عیادت استاندار یزد از وی
یادداشت: فقط مرا به کهریزک ببرید!
ادامه مطلب...

از انجا که موسیقی ایرانی همیشه با انواع دیگر موسیقی فرق داشته و اثر جديد شجريان که اخيرا در آلبوم جديد به نام غوغاي عشقبازان آمده را به شما ژیشنهاد می کنم . اساتید فن گفته اند اثر در چهارمضراب رقص پروانه اثر فرجپوري در آواز افشاري است. تو اینترنت گشتم و لینک دانلود تمام آنهگ ها را براتون در ادامه مطلب گذاشتم. اینجا را فشار دهید
ادامه مطلب...
پیرزن چادرش را که با آن گل های سفیدش، مچاله کرد گوشه دهانش، دست راستش را به سمت میز برد و پوشه سبز رنگی که با ماژیک سیاه چند کلمه ناخوانا را به تن خریده بود و دو ، سه تا شماره داشت، از روی میز برداشت و زیر لب غرغر کنان به طرف در خروجی راه افتاد، کارمند که معلوم بود تا سه ماه دیگر بازنشست می شود، از پشت میز درآمد و گفت: مادر حالا برو دبیرخونه شماره کنه، جزو پروندت(1) حساب مشه، خیلی بهتره...
پیرزن با عصبانیت برگشت، آنقدر ناراحت بود که چادر از دهانش رها شد، مثل داستان آن لاک پشت و دو مرغابی، گره چارقد زیر گلویش معلوم بود، با لهجه یزدی مخصوص محلات قدیمی که جوان هایش با آن تیپ های قیصر مانند، بسیاری کلمات را شل شل ادا می کنند، گفت: حساب بشه که چی چی بشه؟ دو سال آزگار یه تا(2) ماشین آجر موخوام(3) این طویله لامصب را درست کنم، همش اذیتم موکند(4). همش مگد می یام(5)، دو ساعت من پیرزن را تو کوچه وای مسوند(6) و آخرش نمی ید(7) . همش فکر اون خارجی های بی دین و ایمون هستد.
حالا کارمند روی صندلی اش نشسته بود و گوش می داد.
- معلوم نیست این جهودا پول هاشونو از کجا می یارن، می یان تو مملکت ما خرج می کنن، پول عرق، شراب و ولگردیا و هرزه گردی زناشونه، این پولای کثیف اومده تو زندگی مون که برکت رفته، همش دارم غصه موخورم...،(8)
این آخرین جمله پیرزن بود و در آستانه در گم شد
توضیحات برخی کلمات به زبان معیار در ادامه مطلب می باشد
ادامه مطلب...
پی نوشت: داستان " خبرنگار شدن مسعود بهنود " را اینجا بخوانید[منبع: شرق دات آی آر]
ادامه مطلب...
بیقرارم قرار یعنی چه؟
پیش طوفان غبار یعنی چه؟
بشکن این چینه های پوسیده
آسمان را حصار یعنی چه؟
خیز و فانونس کوچکی برکن
کلبه سرد و تار یعنی چه؟...
چینه های پوسیده، سروده کاظم حلبی کار [ساقی یزدی] برگرفته از کتاب شعر" خاکستر گرم" انتشارات نیکوروش یزد
گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر (4)
از سه راه آذری گذر
از حدود سروری گذر
از پیاز و جعفری گذر
از شراب خانگی گذر
از سه راه آذری گذر
ز کار و بار و یار و دل بر گذر (2)
ادامه مطلب...


.jpg)