بحث حجاب، لزوم، چرایی و وضعیت امروزی اش مدت زمان زیادی است نقل محافل خاص مدیران، کارشناسان و دلسوزان در عرصه های مختلف سیاسی و فرهنگی اجتماعی است. در این خصوص تقریبا تمامی صاحب نظران وارد گود شده اند و هریک بر اساس شیوه و منش فکری خود نسخه نوشته اند، ولی تاکنون آنچنان که باید رهیافتی حصول نشده است. آخرین راهکارش مبارزه فیزیکی با بدحجابان بود که در اکثر شهرهای کشور وحتی شهر یزد توسط ناجا صورت گرفت.
هرچند در دیگر شهرها این مسئله یک صورت مسئله روزانه ای بوده است اما در یزد چراغ وضعیت حجاب و ریزش طرفدارانش در مواقعی خاص از جمله ایام نوروز قرمز می شود. گل سر سبد این مسئله سال گذشته (نوروز ۸۶) بود که در نهایت منجر به تظاهرات در اعتراض به بدحجابی مسافران نوروزی شد.
تبلیغ حجاب در کنار آتشکده زرتشتیان یزد
مثال هایی دیگری همچون نظارت شدید در مسجد جامع و .. هم رخ داد که می توان به آن اشاره کرد. تصاویر جالبی از چادرهای کوتاه وچروکی که به اجبار روی سر خانم های مسافر قرار گرفته بود تهیه شده است. همه از دیدن آن صحنه ها خنده تلخی می زدند و بی شک خواهند زد.
از نتایج و آثار آن همه اعتراض و یقه درییدن برخی افراد، انتظار می رفت در سال ۸۷ برنامه مفصلی برای نصیحت کردن مسافران از گرد راه رسیده مهیا شود. بی شک اداراتی دولتی مثل فرهنگ وارشاد، تبلیغات اسلامی و ... مامور چنین کاری بوده اند، آنچه در نهایت باید مورد قضاوت قرار گیرد خروجی و عملکرد طرحی حجاب نوروزی (طرحی که لابد بوده است) می باشد.
اما در کمال تعجب حجاب مسافران نوروزی در یزد نسبت به سال گذشته تغییر چندانی نداشت بلکه در برخی مواقع و مکان ها از حد عرفی هم تجاوز می کرد.
این بدان معنی است که این ادارات یا برنامه ای نداشته اند ویا اگر هم با برنامه به استقبال سال نو رفته اند، بود برنامه اشان با نبود آن فرقی نداشته است. (همه این حکم ها با پیش فرض به فکر بودن مسئولان محترم است)
نکته مهم دیگر تاثیر پذیری فرهنگ ها است، ما یزدی ها تاکید داریم فرهنگ غنی و استخوان داری با برچسب "دارلعباده" داریم اما وقتی پای دیگر فرهنگی غیر بومی به کاراز هم خانگی می آید پای توان فرهنگی یزدی می لنگد وبه جای تاثیر گذاری در نقش یک فرهنگ ضعیف و تاثیر پذیر ظاهر می شود.
در این نوشتار کوشیدن بنویسم بسیاری از حرف ها فقط جاروجنجال است و قدم نهادن در وادی عمل بسیار سخت... شاید طرح سوال نوروزی هم بود، چرایی و واکاوی آن با صاحبان فن...
قسمت اول؛
شاید هیجانی ترین قسمت داستان انتخابات در استان یزد، شنیدن نام برنده دور دوم در هشتم اردی بهشت است. به راستی چه کسی لقب پیروز ماراتن 8 اردی بهشت را از آن خود می کند؟
آقای اولیا یا صدرالساداتی؟
سکه نمایندگی مجلس هشتم انقلاب 57 به نام چه کسی ضرب می شود؟
رسیدن به پاسخ به این سوال دو راهکار دارد:
اول انکه منتظرماند تا در نتیجه انتخابات دوره هشتم را در هشتم اردی بهشت دید و دوم اینکه با نادیده گرفتن رای مردم که اغلب به احساسی بودن شهره است با استدلال به نتیجه سوال رسید.
برای راهکار دوم چندین منظر و زوایه قابل طرح است که می توان به نتایج انتخابات گذشته، رای مردم در دوره اول مجلس هشتم و یا شخص کاندیداها و جایگاه آنان و ... چشم دوخت.
الف؛ چه کسانی پیروز شده اند؟
بهتر است اول نگاهی به برندگان هفت دوره قبلی در این حوزه بیندازیم:
دوره اول:
درست يكسال پس از پيروزي انقلاب در تاريخ 24/1/1358 با حضور 150751 نفر از مردم استان یعنی معادل 91/64 درصد از واجدان شرايط برگزارشد.
سید رضا پاکنژاد برنده این رقابت بود.
دوره دوم:
در سال 1363 برگزار شد. در اين انتخابات 208573 نفر معادل 23/75 شرکت کردند و سرانجام حجت الاسلام صدر طباطبایی نماینده مردم یزد در مجلس دوم شد.
دوره سوم:
سومين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي در تاريخ 1367 برگزار و تعداد 244985 نفر معادل 02/74 درصد از واجدين شرايط در انتخابات شركت نمودند که سرانجا مسید محمد رضوی ردای نمایندگی مردم یزد پوشید.
دوره چهارم:
در سال 1371 و با شرکت 251099 نفر از مردم استان معادل 56/63 درصد واجدان شرايط در انتخابات برگزار شد. سید عباس پاکنژاد برنده میدان بود.
دوره پنجم:
در اين دوره ، 321741 نفر از مردم معادل 4/70 درصد واجدين شرايط در انتخابات شركت نمودند و سید عباس پاکنژاد بار دیگر نماینده مردم در مجلس شد.
دروه ششم:
در اين انتخابات تعداد 343645 معادل 87/70 درصد واجدان شرايط شركت نمودند که سرانجام آقاي سيدمحمدرضوي ردای نمایندگی پوشید.
دوره هفتم:
با حضور تعداد 284535 نفر از مردم استان برگزار شد. اين رقم معادل 49.17 درصد از واجدان شرايط است، سيدعباس پاكنژاد از حوزه يزد و صدوق نماینده مردم شد....
با نگاهی به این آمار متوجه خواهیم شد که میانیگن حضور مردم یزد در انتخابات مجلس بیش از 66 درصد بوده است.
اما مشی سیاسی نمایندگان یزدی در طی این سال ها یک مشی چپ یا اصلا حطلبانه بوده است، هرچند این روند با فراز و فرودهایی همراه بوده لیکن تمامی نمایندگان یزدی در زمره اصلاح طلبان جای گرفته اند و چادر خود را در اردوگاه چپ ها برفراشته اند تا اصولگرایان و شاید از جهت باشد که سید محمد خاتمی یزد را زادگاه اصلاحات و مرکز آن لقب داده باشد، این حرف گزاف نیست چراکه:
سید رضا و سید عباس پاکنزاد که در مجموع 3 دوره نمایندگی مردم را در اختیار داشتند دارای سوابق سیاسی اصلاح طلبانه ولی میانه رو هستند.
حجت الاسلام صدر طباطبایی که در دوره دوم رهسپار خانه ملت شد در انتخابات مجلس خبرگان چهارم از سوی حزب اعتمادملی کاندید شده بود.
سید محمدرضوی هم یکی از اعضای مجمع روحانیون مبارز تهران و یک روحانی اصلاح طلب با وجه شناخته شده است.
پس با این حساب با نگاهی به رای مردم یزد باید به این نکته واقف بود که انتخاب مردم یزد، یک انتخاب اصلاح طلبانه بوده است هرچند گاهی در انتخاب فرد مورد نظر خود وجه سیاسی آن مدنظر قرار نداده اند.
آیا با این اوصاف در دوره هشتم نیز نباید منتظر یک نماینده اصلاح طلب بود؟
ب؛ به چه کسی، چقدر رای داده اند؟
.
.
.



.jpg)