سلام ، به عنوان عضو جدیدی از یزد نگار از امروز به بعد نکته هایی از ورزش استان و در مرحله بعد کشور را خواهم نوشت ، امید دارم که شما دوستان در این راه مرا همراهی کنید . درضمن نوشتن در این وبلاگ را با یلدا بازی یا همان اعتراف شروع می کنم ، راستش را بخواهید قرار بود تا در یزد اسپورت که وبلاگ شخصی خودم بود بنویسم ولی به دلیل اینکه این وبلاگ مدتی بروز نشده بود و به دلیل مهمتر اینکه مدیر وبلاگ زمان زاده درخواست کرد تا وبلاگ نویسی مجددم را در یزد نگار آغاز کنم ، در ایجا می نویسم ، البته قبلا قرار بود یزد اسپورت را مجددا راه اندازی کنم که ...، بگذریم من از طرف چرکنویس به این بازی دعوت شدم .۱- اول بگم که برای من چیزی به معنی کم آوردن نیست ، اما در بعضی از موارد ممکن است کمی کم بیارم ، که تا حالا به روی خودم نیاوردم.۲- با اینکه خبرنگار ورزشی هستم ، هیچ وقت نمره ورزش من بالای ۱۶ نبوده ، نه اینکه درسم خوب نبود ولی یکدفعه تا دم اینکه ورزش رو تجدید بشم جلو رفتم که شانس آوردم و نمره ام از ۲۵/۷ شد ۱۵. ۳- استاد تقلب هستم ، حتی سر امتحان نهایی سال سوم دبیرستان برگه امتحان رو عوض کردم و اون درس که دینی بود شدم 18 . 4- زمان بچگی حدود چهار سالگی چو زیاد بهونه می گرفتم یک بار مادرم منو تو اتاق حبس کرد ورفت ، بعد از کلی گریه و زاری یک دیگه اومد و منو نجات داد . ۵- این اعتراف از تکراری ترین اعتراف هاست ، چون منم زیاد شیشه شکستم ، چون یک مدرسه ای نزدیک خونه ما بود که همیشه با بچه های همسایه شیشه هاش رو می شکستیم. در ضمن من هم از آقایان حقیقت نژاد و شوق الشعرا - که می دونم هیچ کدومشون به دلایل خاصی این کا را نمی کنند- می خوام که اعتراف کنند.

.jpg)