تبليغاتX
..:: یزد نگــــار Yazd Negar ::..

در مطلب روز گذشته از فروش زیر میزی یک کتاب نوشتم  اصلا منظورم کتاب شوق الشعرا نبود ویکی از اساتید یزدی دانشگاه تهران مد نظر بود به هر حال گربه دزد ...  و حرفهایی نوشته است. حتما بخوانید وقضاوت کنید ولی واقعیت این است که هر کس باید حتما خطی داشته باشد در غیر این صورت اصلا قابل اعتماد نخواهد بود چراکه هیشه همراه باد است. سوابق افراد این مسئله را بر همگان روشن می سازد. . این نمونه ای از سابقه آقای .... به روایت حقیقت نژاد رییس دفتر سابق مهندس سفید(استاندار اسبق یزد) مدیر فعلی مجتمع جواداللمه یزد است. بلاگر ایساتیس در اینجا نوشته است: " داستان به مدتها پيش بر مي گردد. آقاي ... به شدت پيگير بود كه وقت ملاقاتي با مهندس سفيد (‌استاندار اسبق يزد) بگيرد. وقت را تنظيم كردم و به او خبر دادم. دو سه جلسه اي آمد ورفت . گويا حرف ها و درخواست هايي داشت و مطلبي نوشته بود. مهندس سفيد به او گفت كه خوب نيست انديشه و قلمش را صرف نوشتن چيزهاي نادرست و بيهوده مي كند و بهتر است براي شكل دهي به زندگي اش آستين همت بالا زند و كاري كند. و در اين راه ، اگر ... طرحي داشته باشد او  كمك مي كند طرحش اجرائي شود. .... پذيرفته بود و از وجود طرحي براي روابط عمومي هاي استان خبر داده بود. مفصل هم درباره طرحش صحبت كرده و در نهايت قرار شده بود ، طرح را مكتوب ، مكانسيم هاي اجرائي و سازمان هاي هدف را پيش بيني كند و مهندس سفيد هم طرح را ارزيابي و اگر لازم شد با مسئولان مربوطه رايزني كند. چند وقتي گذشت و ..... مي آمد و مي رفت. در حين رفت و آمدها، به مهندس سفيد گوشزد كردم كه مسئله چيز ديگري است و اين طرح ها بهانه است. ايشان عقيده داشتند من بدبين هستم و .... توانائي انجام كار و ارائه طرح جديد را دارد. خلاصه! مدت ها گذشت و گويا يك روز آقاي ....نزد مهندس سفيد مي روند و اظهار مي دارند كه اين طرح ها فايده اي ندارد. پنج ميلييون تومان بدهيد من يك وانت بخرم و قضيه تمام شود. مهندس سفيد هم كه دو زاري ‌اش افتاده بود ،‌ بيخيال ماجرا شده بود و البته به او يادآوري كرده بود كه قرار بوده طرح بياورد و فلان كند و بهمان. بگذريم! در همين ايام ، آقاي ..... پيگير نامه اي هم بود. چند روزي پس از جور نشدن پول وانت ، ........ با دفتر تماس گرفت و گفت در مورد نامه مي خواهم صحبت كنم. اطلاع دقيقي نداشتم و گفتم  صحبت مي كنم و نتيجه را اطلاع مي‌دهم . دوباره ..... تماس گرفت . با مهندس سفيد صحبت كردم. درباره نامه توضيح كوتاهي داد و گفت از نظر او ، منعي براي انتشار چنين مطالبي نيست. به .... نتيجه را اطلاع دادم و او خيلي تعجب كرد. دوباره .... تماس گرفت و درخواست ملاقات براي صحبت درباره مضمون نامه كرد . به او اطلاع دادم كه مهندس سفيد ، فقط زماني كه ..... نامه اش را منتشر كرده باشد، حاضر به صحبت است. اندكي بعد در نشريه يزدامروز، نامه را ديدم كه چاپ شده است. با اين تيتر:‌ قدرت پنهان حاکم بر یزد، مافیای سپید.

تصمیم گیری در مورد شخصی با این سوابق به عهده مخاطبان باشد

+ نوشته شده در  بیست و یکم دی 1385ساعت   توسط زمان زاده   | 


جشنواره وبلاگ نویسی تبیان در حال برگزاری است . ثبت نام کنید