فصل اول : تعاريف
خبر چيست؟ پرسشي كوتاه كه پاسخ جويي براي آن بخش وسيعي از ادبيات روزنامه نگاري را شكل داده است .
براي اجتناب ازحاشيه روي، ابتدا به بررسي تعاريف موجود در مورد خبر مي پردازيم، تعاريف و گزاره هايي كه حاصل تكاپو و تلاش فراوان روزنامه نگاران و پژوهشگران در جهت معنا بخشي به قلمرو مفهومي خبر است:
خبر، گزارش واقعيتهاست، اما هر واقعيتي را نمي توان خبر ناميد.
در اين تعريف به اين دليل نمي توان هر واقعيتي را خبر ناميد كه فلان واقعيت مثلاً بر همگان روشن است نو نيست و چون كهنه است قابل طرح نيست و وقتي واقعيت تازه نيست، نمي تواند جنبة خبري داشته باشد.
خبر، پيامي است كه احتمال صدق و كذب در آن وجود دارد.
خيلي از خبرها به چاپ مي رسند، اما روز بعد يا مدتي بعد تكذيب مي شوند. بنابراين، تعريف فوق نيز فقط بخشي از مفهوم خبر را در بر مي گيرد، اما در عين حال بايد افزود كه بر خلاف تعريف پيشين، كه خبر را گزارش مي خواند، در اين تعريف خبر پيام ناميده مي شود.
خبر، الزاماً گزارش رويداد جاري (تازه) نيست.
چرا؟ زيرا كه ممكن است كه جنبه هاي تازه اي از يك رويداد كهنه و قديمي، و به عبارت ديگر زواياي جديدي از آنچه را كه قبلاً رخ داده است، آشكار كند و بنابراين به يك موضوع قديمي يك وجه تازة خبري بدهد.
رويدادي است كه قرار است اتفاق بيفتد.
خبرهايي نظير اينكه «فردا برف خواهد باريد»، «كنكور سراسري هفته آينده برگزار مي شود» و يا «سمينار مطبوعات بهار آينده تشكيل مي شود» از جمله خبرهايي هستند كه مشمول تعريف فوق قرار مي گيرند.
طبعاً مي توان راجع به اين تعريفها و تعاريفي كه پس از اين ارائه خواهند شد اين نكته را اضافه كرد كه واقعه اي كه الزاماً براي يك نفر خبر تلقي مي شود، ممكن است كه براي ديگران كاملاً بي اهميت باشد و اصلاً خبر تلقي نشود.
اگر يك نفر سگي را گاز بگيرد، خبر است، ولي به عكس اگر سگي، فردي را گاز بگيرد، خبر نيست.
اين تعريف از جمله تعاريف كلاسيك، كه در تبيين مفهوم خبر به كار گرفته مي شوند، به حساب مي آيد.
اطلاعات مربوط به آنچه رخ داده است، خبر ناميده مي شود.
«اخبار اقتصادي در صفحات وسط مجله درج شده اند»، «بازارهاي مالي با شنيدن اخبار كاهش قيمت ارز دچار شوك شدند»
اين دو اطلاع، هر دو حكم همان اطلاعاتي را دارند كه در تعريف، خبر، نام گرفته است. بر اساس اين تعريف، خبر اطلاع است.
خبر مجموعه اي از لغات و عبارات است كه وقوع يا انجام كاري را اطلاع دهد.
اين تعريف اگر چه بر كاركرد اطلاع رسان خبر متمركز است، اما آن را مجموعه اي از لغات و عبارات مي داند.
خبر گزارش يك رويداد است آنچه يك گزارشگر مي نويسد، خبر ناميده مي شود.
از اين تعريف اين نكته استنباط مي شود كه خبر (News ) با اتفاق يا رويداد (Event ) فرق دارد. ممكن است كه آنچه گزارش مي شود عيناً مانند واقعه اي كه رخ داده نباشد و فقط جنبه هايي از آن رويداد را منعكس كند. در اين تعريف كوشش مي شود تا اين نكته روشن گردد كه ميان حقيقت رويداد و واقعيت خبر تفاوت وجود دارد و در حقيقت نگرش شخصي خبرنگار و سازمان خبري و ساير عوامل مؤثر- كه در فصول بعد به آنها اشاره خواهد شد- بر تغيير رويداد مخابره شده تاثير گذار هستند.
خبر، شامل هر انديشه و عمل واقعي است كه براي عده كثيري از خوانندگان جالب است.
اين تعريف «چيستي» خبر را انديشه و عمل واقعي قلمداد مي كند. حال آنكه به وسيله مفاهيمي كه تاكنون ارائه شده اند به چيستهايي نظير: گزارش واقعيت، پيام، رويداد، اطلاعات رويداد، مجموعه لغات و عبارات و گزارش يك رويداد رسيده بوديم.
افزون بر آنچه گفته شد، تعاريف ناگفته ديگري در مورد خبر باقي مانده است:
خبر، هر موضوع جاري روز است كه به علت جالب بودن و طرف توجه قرار گرفتن آن از جانب خوانندگان، در مطبوعات منتشر مي شود.
در اين تعريف به خبر عمدتاً از وجه موضوع جاري قابل درج در رسانه هاي نوشتاري نگريسته مي شود، زيرا كه در آن بر اينكه طرف توجه خواننده باشد تأكيد مي شود و مثلاً توجهي به شنيدني بودن خبر و يا ديدراي بودن آن ندارد.
خبر، نقل واقعي و عيني حوادث جاري مهم است كه در روزنامه چاپ مي شود و مورد توجه خوانندگان قرار مي گيرد.
اگر از عبارت نقل واقعي و عيني و صفت مهم صرف نظر كنيم، اين تعريف تا حدود زيادي به تعريف پيش شباهت دارد.
گزارش مناسب خلاصه و دقيق يك رويداد است، نه خود رويداد.
تفاوت اين تعريف با تعاريف پيشين، مناسب، خلاصه و دقيق توصيف كردن گزارش است در غير اين صورت، بر همان مميزه پيشين كه خبر خود رويداد نيست تاكيد مي ورزد.
خبر، نخستين گزارشي از يك حادثه با معناست كه مورد توجه عامه قرار مي گيرد.
«چيستي» اين تعريف حادثة با معناست، ضمن آنكه اين حادثة بامعنا هنگامي خبر است كه نخستين گزارش از آن به مردم داده شود.
اشكال اين تعريف در اين است كه به پيگيري خبر و پيامدهاي خبر بي توجه است. افزون بر اين نمي شود به درستي مفهوم بامعنا را تشريح كرد و معيارهاي ارزيابي آن را شناخت.
خبر، انتشار منظم جريان وقايع و آگاهي ها و دانش هاي انساني و نقل عقايد و افکار عمومي است.
در اين تعريف، جنس خبر را وقايع، آگاهي ها و دانشهاي انساني، عقايد و افکار عمومي تشکيل مي دهند و شرط آن نيز انتشار منظم است.
خبر، نقل ساده، خالص وقايع جاري است.
خبر، اعلام و بيان وقايع جالب زندگي اجتماعي و نقل عقايد و افكار عمومي است.
مضامين اين دو گزاره كمابيش در تعاريف پيشين بيان شده اند و تكرار، ضرورتي ندارد.
اكنون بدنيست به چند تعريف جالب ديگر ازخبر اشاره كنيم.
يکي از اين تعريفها را هارولد اوانس (Harold Evans ) سردبير پيشين ساندي تايمز و تايمز لندن ارائه كرده و به نام خود وي در فرهنگهاي پژوهشهاي رسانه اي به چاپ رسيده است و آن اين است كه:
خبر، مردم است .
يكي ديگر از تعاريف معروف مربوط به خبر متعلق به يكي از بارونهاي مطبوعاتي انگليس يعني لُرد نورث كليف (Lord North Cliffe )، (1869تا 1922) است . كليف، كه صاحب چندين رسانه در انگليس بود و از غولهاي رسانه اي عصر خود به حساب مي آمد در جريان كار حرفه اي به چنين تعريفي از خبر رسيد:
خبر، چيزي است كه يكي مي خواهد آ ن را در جايي سركوب كند و آنچه مي ماند، آگهي است.
ا ز نظر كليف، خبر بايد تاثير گذار باشد و نه خنثي و در عين بخاطر پو ل درج نشده باشد.
و اما تعريف ديگري كه تقريباً از سوي اكثر روزنامه نگاران پذيرفتني است، متعلق به ويليام گيبر (W. Gieber) است. او كه از زاوية جامعه شناسي توليد خبر (كه بحث آن در فصل دوازدهم مطرح مي شود) به تعريف خبر مي پردازد در سال 1964 اين تعريف را ارائه داده است:
خبر، چيزي است كه روزنامه نگاران آن را مي سازند.
چنانکه ملاحظه مي شود خبر در تعريف گيبر "ساختني" است.
و اين مبحث "ساختني بود ن خبر" در فصل جامعه شناسي توليد خبر مطرح خواهد شد.
خبر، نتيجه شيوه هايي است که روزنامه نگاران آنها را به کار مي گيرند.
اين تعريف نيز، كه از آن مارك فيشمن (Mark Fishman ) است از نگاه جامعه شناسانه به توليد خبر حاصل آمده است.
خبر، ماده اوليه روزنامه نگاري است.
اين هم تعريف ديگري از خبر است که غالباً در متون آموزشي دوره هاي مقدماتي روزنامه نگاري به چشم مي خورد.
خبر، محصول جهان سياسي و اجتماعي است كه آن را گزارش مي كند.
ديدگاه تعريف عميق فوق، كه متعلق به گروه رسانه هاي گلاسگو است و در فصل چهاردهم به آن مي پردازيم، مبتني بر اين است كه خبر يك روش و رويه است از اين ديدگاه خبر، جهان را منعكس مي كند. بلكه به جهان شكل مي دهد، خبر به طرزي اجتماعي ساخته مي شود و نه تنها به انعكاس بيطرفانه واقعيت اجتماعي و حقايق تجربي نمي پردازد بلكه در ساخت اجتماعي واقعيت مداخله مي كند.
در پايان اين بحث به موضع تهيه كنندگان گزارشي «كميسيون بين المللي مطالعة مسائل ارتباط (كميسيون مك برايد )» اشاره مي كنيم در اين گزارش گفت مي شود كه:
خبر بايد فوراً، پس از حادثه به جريان افتد، براي عموم جالب باشد، حاوي اطلاعات تازه باشد، خنثي نباشد و ادراكات فرهنگي جوامع خاص خود را منعكس نمايد.
به اين ترتيب همانگونه كه ملاحظه مي شود دستيابي به يك تعريف مشترك و جامع و به عبارت ديگر ارائه يك تئوري جامع و مانع براي خبر، بسيار دشوار مي نمايد. اما اگر خبر را گزارشي بيطرفانه، دقيق و در عين حال صحيح و عيني از يك رويداد مفروض بدانيم، وجود برخي از شاخصها و معيارها به انتخاب آن «رويداد» - از ميان هزاران رويداد ديگر _ به عنوان «خبر»كمك مي كند اين عناصر موجود در رويداد را كه به گزينش رويداد و تبديل شدن آن به خبر مي انجامند، ارزشهاي خبري (Values News) مي ناميم. اما پيش از ورود به اين بحث، اين توصيه جدي را كه نبايد هرگز به دست فراموشي سپرده شود و بايد معيار پذيرش خبر دانسته شود، يادآوري مي كنم كه:
خبر يك حق اجتماعي است، نه يك كالاي تجاري.

.jpg)