گناه شده است جزوی از بیوگرافی ما، همیشه با ما در کنار ما .
نه از آن راه فرارای است نه علاجی و نه علاقه ای به علاج.
آرام بگیر و لب خموش کن، شده کار ما، سیره ما، راه ما .
این عین گناه است، عين لذتی پوشالی است
مست می شوی در آبشخور این گناه با هزار حوریه رویایی اش. ننوشتن، نگفتن و نخوانیدنش در ما جا خوش کرده رسوخ کرده، آن شده چون من که این شدم.
پس:
رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن...
+
نوشته شده در بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت   توسط زمان زاده
|


.jpg)