پی نوشت: جهت کسب اطلاعات بیشتر به سرمقاله هفته نامه جام یزد(نشریه ارگانی حزب اصولگرای جامعه اسلامی مهندسین یزد) و ... مراجعه یا باشماره تلفن .... تماس حاصل نمایید.
پی نوشت۲: يادداشت هاي مغرضانه و غير مغرضانه
يادداشت هاي مغرضانه و غير مغرضانه
...................................................
اول عكس احمدي نژاد و عماد مغنيه
كمتر وقت مي كنم بروم توي اين دنياي مجازي اينترنت به سبب سرگرمي فوق العاده در دنيا حقيقي. اما گاهي هم بدك نيست آدم سير كند توي اين چراگاه دنيا مدرن. ديدم ساده دلي نوشته بود: آيا اقاي صدر الساداتي حاضر است اين ريسك را بپذيرد كه در تبلغاتش از عكس احمدي نژاد استفاده كند؟! و بعد هم چند خطي نوشته بود پيرامونش. دلم نيامد بگذرم از اين سوال كارشناسانه(!). يادم آمد از مقايسه آن به شخصيت ذكر شده در آن خطوط مجاز. ياد آن آخرين اظهار نظر مردم خاور ميانه در مورد شخصيت هاي جسور و محبوب دنياي ملت هاي آزاده . جناب سيد حسن نصرالله و ديگر محمود احمدي نژاد و حماسه بياد ماندني ان عزيز در مصافحه(!) با پيرزن هاي شهر تاريك رم. ياد انرژي هسته اي و آن تعليق داوطلبانه ؤ غرور آفرين (!) عزت مند(!) و گوگوري و پريدن تكه هاي كيك زرد توي گلوي ديپلمات هاي هسته اي.
يادم آمد از ترجمه واژه قياس آن هم از نوع مع الفارقش توسط معلم فلسفه و ايضا ياد معني جرات، جگر و ساير متشابهاتش. بعد به ذهنم رسيد اين اقاي احمدي نژاد كه خيلي وقت ها در كار سوزاندن بيني و اينهاست فقط يك سرباز است و همه حيثيت اين قبيلبه نيست . سرباي كه مادام فرمانداري از اميرش براي دلمان قوت قلب است و نه، تنها نشان جبهه حق كه اين جبهه دارد باز احمدي نژاد مثل عماد مغنيه ، مثل مصطفي چمران مثل .... كه عكس همه اينها توي گفته ها ، نوشته ها و كردار هاي هر سرباز مطيع امير قافله، قاب است. خيلي بحث تخصصي شد بعدیش را ساده مي كنيم.
دوم- دعاي باران
ديدم گل پسري پيشنهاد داده بود براي خواندن دعاي باران توسط اقاي صدر و حاميانشان براي اثبات حقانيت و دوباره اين خاطر عزيزم ياد چيزي افتاد. ياد آن قطعه زيباي سپهري كه: بره اي ديدم بادبادك مي خورد من الاغي ديدم يونجه را مي فهميد در چراگاه نصيحت گاوي ديدم سير
اين كه دعاي باران براي چه مي خوانند و چقدر عظمت و اهميت دارد و ... مجال اين چند خط نيست. مردم ما مي دانند و هم اعتقاد دارند. هم داستان موسي كليم و هم علي بن موسي الرضا(ع) و اولاد رسول الله را در خواندن نماز شنيده اند اما ديديم چه كساني هول شده بودند و بدو بدو مي آمدند تا برسند به نماز جماعت باران، و تيمنا نشان دادن خود به جماعت.
سوم دمت گرم اقا رسول !
مطلبي ديدم پرسوز، لب سوز و لب دوز، پيرامون هشدار انحصار چند تن ، دور فردي به نام فرزند فاضل و هزينه شدن بت بزرگ اصلاحات و شكسته شدن و ....
به ذهنم رسيد تشكر كنم از اين رفيق و عرض كنيم: نوشتي جانم بقربانت ولي حالا چرا؟! خيلي وقت است به باد داديم همه اين حيثيت ها را . مفت هزينه شديم، مفت مفت. به قيمت چند كمر آزادي! به قيمت چند فيگور زنده باد مخالف من! به قيمت حمايت جورج و رايس! به قيمت فروختن ادعاي تشيع دودمانمان دربلوچستان! به قيمت رودربايستي با ياران، عباس، گنجي، سعيد، ماشاءالله، شيرين، عطاء، عبدل، واحد، شيخ حسنك و وبلاگ محمد علي جان....(اي روزگار ششم و هشتم)
آره عزيزم بر باد داديم همه آن آرمان هاي قاعد عظيم الشان را با آن خاطرات سفر نيويورك و رم و پله هاي كاخ اليزه و ....
رسول جان ! خيلي وقت است محاصره تمام شده روزي محاصره ام كردند سوارم كردند بدون آنكه بدانم به كجا مي برندم و بعد هم پياده يمان كردند از آن قطار .... اي بي وفا روزگار!
چهارم- سهم همه جناحها
و ديدم آن تحليل هاي انتخاباتي موشكافانه! را در خصووص پيروزي و شكست اصول گرايان و اصلاح طلبان كه سهم همه جناحها از كرسي هاي مجلس مشخص شده بود الا مردم. همه آن بو هاي ناجور سوختگي را كه اثرش در برخي مقالات تحليل گران متشخص گند به بار مي آورد
پنجم – نظر همه الا خدا
خارج شديم از ايكس پلوره و به كل شات دان كرديم اين دنياي مجاز را و چند كلمه هم بنويسيم از دل .
اولش اينكه هر چند تلخ ، اما يكبار هم بپذيريم رفقاي خودي كه تكليف من و شما را خدا مشخص مي كند نه نظرسنجي ( نظر همه الا خدا) كار حساب و كتاب دارد و نمي شود با چند عدد و رقم و حساب و هندسه مبناي ديني انتخاب اصلح را دود كرد فرستاد هوا. حرفهاي امام سريع است و روشن . هم امام راحل و هم امام حي.بخواتيم بدون تفصيل و فلسفه چيني
ششم- حزب اللهي و ريشو ....
ديدم تعريف مي كرد براي رفيق سبيل در رفته اي كه به قاعده چهار انگشت از زير گونه سبيل گذاشته بود، آن عزيز صاف و صوف ، كه توي ستاد اينها، يك مشت آدم حزب الهي، هياتي، ريشو با چرخ و موتور مي ايند و مي روند و قاه قاه تبسم لطيف(!) مي كردند هر دو . دلم براي جوانك سوخت و ياد آن شعر زنده ياد سيد حسن حسيني افتادم مثل هيمشه: امروز لفظ پاك حزب الله گويا در قاموس روشنفكر اين قوم دشنام سختي است!
اما خوب يادم هست روزي كه روشنفكر در كافه هاي شهر پر اشوب دور از هياهو ها عرق مي خورد با جان فشانیهای جان بازان حزب الله تاريخ اين ملت ورق مي خورد.
هفتم – همراه شو عزيز....
اين لفظ هياتي نه فقط در قاموس آن جوانك به سخره گرفته ميشد كه شنيدم جمعي از ياران همدل نيز در انتقاد از عملكرد دوستان لفظ را ، سخيف بيان مي كردند. به نظر مي رسد هنوزنفيهمده ايم حزب سياسي سيد الشهدا (ع) هيات است و عملكرد هياتي توانسته است اين هزار چهار صدو چند سال پيروز همه انتخابات كه هيچ همه رويارويي هاي جهاني تاريخ باشد. عزيز دل ! هيات ماندگار ترين حزب است و رويكرد هياتي مخلصانه ترين، دقيق ترين، حساس ترين، موثر ترين، غير قابل پيش بيني ترين، منظم ترين (چون نظم جنگ هاي نامنظم و چريكي) روش ، در مصاف هيا ت حق و باطل است. پس به قول دوستان ! همراه شو عزيز.....
هشتم – يا امام رضا(ع)
هشتم- همه چيز هاي خوب ، امام رضا (ع) است ، يار بي دستيم امام رضا است اين همه مستي ام امام رضا است و اين همان است كه بعضي ها از درك آن عاجزند.
نهم – پياده رو را تقسيم مي كنند....
توي اين بازار مكاره شايعه گاهي وقتها آدم هاي كم حافظه(كه در مثل دروغگو را گويند) يادشان مي رود كه قبلا هم اين تهمت ها را زده اند و پس از چندي دستشان رو شده است. از آن دست : آقاي صدر اصلا دانشگاه نبوده....اقا صدر از ناكجا اباد آمده وهيچ تخصصي ندارد و ما مجمع همه تخصص هاييم و .... و يادم مي ايد حوالي سه تير كه از خشكي احمدي نژاد مي سوخت لب خيلي ها به بي سوادي ! و بي تخصصي اش! و بدون داشتن ديپلماسي سياسي اش! و .... سخن پر گفته ميشد. فكر كنم لازم به پاسخگويي بيشتر نباشد.
دهم – زني با كت و شلوار كرمي
ديده بودم سالها پيش فيلم دختري با كفش هاي كتاني را و بعد ها هم مردي با عباي شكلاتي را اما به گمانم نمي رسيد ببينيم تئاتر زني با كت و شلوار كرمي را !! خدا به اين بي بي نساء خير دهد كه مایه آبرو شده براي دوستان مصلح، در اين ميتينيگ هاي پرهيجان! آخرالزمان.
يازدهم- چراغي كه به خانه رواست...
قديم ترها رقبا از بين مي بردند وسايل تبليغاتي رقيب را . اما حالا هر چه آدم مي نشيند يكي بيايد پاره كند اين تابلوهاي تبليغاتي را بني بشري پيدا نيمشود. صبر هم اندازه دارد، آخر آدم لجش مي گيرد و خودش پاره مي كند. چرا ديگران پاره كنند؟! خودمان پاره مي كنيم آن هم يك جور هايي با حال و با حفظ برخي قسمت هاي حساس و مهم.
دوازدهم – ما مايليم فلان جور آدمها باشند....
روز قبل انتخابات مصادف است با سالروز شكست حمله نظامي شيطانك آمريكا در صحراي طبس به حول و قوه خدا . روز شهادت فرمانده دلير ديارمان محمد منتظر قائم در مظلوميت و غربت به دست عمال داخلي شيطاني( آدم هاي بني صدر) و باز همين آمريكاي بي شعور به قول رهبرمان گفته: ما مايليم فلان جور آدمها باشند، فلان جور آدم ها نباشند. ملت هاي مسلمان نگاه مي كنند ببينند ايا نسخه آمريكايي در ايران عمل شد يا نسخه ايراني و اسلامي عمل شد. آنچه آمريكايي ها مي خواهند مخالف منافع ايران است.
به نقل از نشريه جامعه اسلامي مهندسين يزد شماره 61مورخ نيمه اول ارديبهشت ماه 87 ويژه نامه تبليغاتي یکی از کاندیداها

.jpg)