الان قریب به چند ماه میشه که بهترین عشقم از دست دادم.وای خدای من درسته که گفتی هیچوقت ناامید نشویدولی من ناامید شده ام ؟هرروز سعی میکنم که درمحل کار و خونه خودم عادی جلوه بدهم ولی مگه میشه؟شبها هم که اینقدر خسته هستم باز هم در فکر او خوابم نمیبره؟موندم چکار کنم؟تاصبح حتی کتاب می خونم ولی باز هم نمی شه ؟راستی آخرین کتابی که دیشب خواندم اسمش "بامداد خمار"بود.قشنگ بود شما اگر وقت کردید این کتاب را بخوانید.زیرا همراه با غم ونکته های عبرت آموزی است.
+
نوشته شده در بیست و یکم آبان 1385ساعت   توسط
|


.jpg)