تبليغاتX
..:: یزد نگــــار Yazd Negar ::..

روایت شده مردی هر روز شیطان را ۱۰۰۰  بار لعنت فرستادی . روزی در کنار دیواری خوابیده بود . پوشیده مردی آمد و وی را بیدار کردی و گفت: برخیز که فورا دیوار فرو افتادی. مرد گفت: تو کیستی که در حق من مهربانی روا داری؟

مرد پوشيده گفت: من شيطانم!

مرد روايت ما گفتي: اين چه چون است كه من هر روز تو را 1000 بار  لعنت فرستم و تو مرا اينچنين؟

شيطان گفت: برای آن است كه من مقام شهيدان را در نزد خدا مي شناسم و ترسيدم كه تو نيز از ایشان باشي. قصص الانبیا

 

و اما

به آنچه نداريد دل نبنديد و آنچه را در اختيار داريد دوست بداريد ( بوسني رابوتن)

 

 

+ نوشته شده در  بیست و نهم آبان 1385ساعت   توسط   | 


جشنواره وبلاگ نویسی تبیان در حال برگزاری است . ثبت نام کنید