یادداشت نوروزی وبلاگ یزدنگار/ این یازده یزدی
یاداشتی برای سال کهنه
سال 87 آخرین دقایقش را می شمارد و لحظه شماری بعضی از مردم برای رود رو شدن با سال نو برای برخی دیگر کاری عبث و بی معنی است. در این سالی که گذشت در استان یزد رویدادهای مختلفی رقم خورد. اما در این میان من به سراغ شخصیت ها رفتم. آدم هایی که زادگاهشان یزد بوده و اینک در گوشه ای از جهان کارشان به همراه نامشان با سیاسیت گره خورده است. برخی محبوبندو برخی منفور. شاخص های خاصی برای انتخاب نداشتم و صرفا یزدی بودنشان ملاک این یادداشت آخرسالی قرار گرفته است.
سید محمد خاتمی؛ همچنان محبوب(1).jpg)
سال تحویل 88 را شاید تلخ ترین سال تحویل خاتمی بر شمرد چراکه عطای انتخابات را به لقایش بخشید تا " به حکم وظیفه اخلاقی و برای پرهیز از هرگونه پراکندگی در آراء" در میان همفکران اصلاح طلبش راه را برای نامزدی میرحسین هموارتر کند.
او اوایل سال چند سفر خارجی در برنامه اش گنجاند و بعد از آن چند سفر داخلی به علاوه اینکه یکی دوبار هم به یزد آمد تا آخرین بارش میزبان مهمانان اروپایی اش باشد.
برنامه ای که با حضور شخصیت های مختلف اروپایی در سالن کنفرانس شرکت برق یزد با حاشیه های فراوان و البته [گفته می شود] گرانی همراه بود.
او این مقدامات را فراهم کرد تا در ساعت 20 روز 20 بهمن نامزدی اش را برای شرکت در دهمین انتخابات ریاست جمهوری اعلام کند. اما دیری نپایید که او با "حکم" بازی اش گزینه انصراف را انتخاب کرد. با این تفاسیر سید محمد خاتمی که عموم مردم اورا فرزند فاضل امام می دانند همچنان در صدر محبوبترین شخصیت های ایرانی قرار گرفته تا معدود یزدی های محبوب باشد.
محمد علی صدوقی؛ سکوت، حرف آخر
سکوت برنده ترین ابزار این روزهای آقای امام جمعه است. اویی که آغازین روزهای سال 87 را با انتقاد کلید زده بود در میانه های عمر خزان تصمیم گرفت دیگر مهر خاموشی بر لب بزند که این قافله ره به ترکستان دارد و بنا نیست ره کج کند. نماینده رسمی آیت الله سید علی خامنه ای در استان امروز ترجیح می دهد به جای اعلام موضع رسمی لقب یک شیخ ساکت را بگیرد تا نظاره گر باشد
صدوقی در سال 87 به عملکرد مدیران، نحوه مدیریت، رواج خرافه های دینی، وضعیت منابع استان همچون آب یزد و چند مسئله دیگر به نزد مردم شکایت برد چراکه هرچه در جلسات و مجامع نسبت به این مسائل هشدار داد کسانی که باید وقعی می گذاشتند، نگذاشتند و اینچنین شد که این شیخ مجمعی از خزان فصل ها تا کنون تقریبا سکوت کرده و یک روزش را با خاتمی و اعلام کاندیداتوری اش می گذارند و چند روز بعد در کنار احمدی نژاد بر بلندای مناره های میدان امیرچخماق تلویحی از عدم اجرایی شدن مصوبات گله گذاری تا شاید هشدار یک ماه پیشش در مورد رواج خرافات در دین و مسائل مذهبی مردم و هیچنین هیئت های عزاداری که این روزها در هر کوی و برزن وبا نام های مشابه به چشم می خورد مورد توجه قرار گیرد که متاسفانه نمی گیرد.
شیخ اما در میانه سال میزبان بزرگان اصلاحات ایران در یادواره پدر شهیدش در تهران بود تا روزنامه ها تیتر بزنند: مثلث هاشمی، خاتمی و کروبی میهمان صدوقی... . شیخ این روزها ساکت است و گویا قصد دارد این سکوت را ادامه دهد.

محمدرضا عارف؛ کاندیداتوری به رنگ ...
سال 87 برای محمدرضای یزدی هرچه نداشت یک لقب داشت: اولین کاندید انتخابات ریاست جمهوری. هرچند این نطفه عقیم ماند ولی شاید عارفی که نامش به عنوان رییس ستاد خاتمی در انتخابات دهم ریاست جمهوری اعلام شد از اولین هایی باشد که عزمش را برای انتخاب دهمین پاستورنشین ایران اعلام کرد.
او چند باری هم به یزد آمد تا علاوه بر درمان به اعضای ستاد علی اکبر اولیا در انتخابات مجلس هشتم روحیه بدهد که چنین نیز کرد.
موشه کاتساو؛ بازنشستگی قصاب
قصاب سابق این روزها در منزل با دو نو ه اش خوش می گذراند. او که در 14 آذر سال 1324 یکی از کوچه های تنگ محله مسجد جامع یزد به دنیا آمده بعد از اتمام دوره ریاست جمهوری اش بر اسراییل تقریبا یک سالی می شود تنها به ریاست انجمن ایرانیان مهاجر و عضو هیات علمی دانشگاه بن گوریون اسراییل دلخوش است.
جالب است بدانید او و پدر و مادرش در سن پنج سالگی به تهران مهاجرت کردند و بعد از مدت زمانی به اسرائیل رفت.
همسر او ژیلا کاتساو است و دارای چهار پسر، یک دختر و دو نوه است. موشه هشتمین رئیس جمهور اسرائیل ( با 63 رای نسبت به 57 رای شیمون پرز) بود. موسی قصاب دومین رئیس جمهور غیراشکنازی و اولین رئیس جمهور متولد یک کشور اسلامی است. او سه ماه پس از ورود به دفتر ریاست جمهوری کارش را با همکاران خود آغاز کرد و دو ماه بعد به تجاوز و آزار جنسی اعضای دفترش متهم شد، وی سه ماه مشغول کار و شش سال مشغول بازجویی بوده است. ابتدا چهار زن، سپس هفت زن و تا کنون نه زن از وی شکایت کرده اند.
البته او پس از ورود به اسرائیل به اردوگاه مهاجرین رفت، در سال 1969 وارد دانشگاه عبری اورشلیم شد و در آنجا تاریخ و ریاضیات خواند و در سال 1971 فارغ التحصیل شد. جوان ترین شهردار تاریخ اسرائیل( 24 سالگی)، عضو کنست( مجلس)، دو بار سفر به ایران برای انجام امور مهاجرین یهودی( قبل از انقلاب)، معاون وزارت مسکن و شهرسازی( 1981)، وزیر کار و رفاه(1984)، وزیر راه و ترابری( 1988)، معاون نخست وزیر و وزیر جهانگردی و توریسم(1996)، رئیس جمهور(2000). در سال 2007 پارلمان اسرائیل با اکثریت آرا، اختیارات موشه کاتساو را در سمت ریاست جمهوری اش پس گرفت.
نام او صرفا برای رفع خستگی خوانندگان در این لیست قرار گرفت.
محمدرضا فلاح زاده؛ سردار میزبانی 
شاید آن زمان که در جلسه هیئت دولت ایستاد و خودش را معرفی کرد به فکرش خطور نمی کرد که بیاد دو مهمانی بزرگ برای مردم یزد ترتیب دهد، اول میزبان رهبر و دوم رییس جمهور. فلاح زاده اگرچه در مقام یک استاندار اخلاق مدار دولت نهمی به مثابه همتای سابق خودش کمیتش می لنگد ولی در مقام استاندار عملگرا یک سر و گردن از او بالاتر ایستاده تا دوربین های رسانه های ایرانی جمعیت مردم را در مراسم استقبال از آیت الله سید علی خامنه ای و محمود احمدی نژاد شکار کنند.
او سال 78 را با کوله باری از مصوبه آغاز کرد تا بیش از 500 مصوبه سفرهای رهبری و رییس جمهور را اجرایی کند.و سالش را در حالی به پایان می برد که نزدیک به 200 مصوبه دیگر بر آنان افزوده شده و او باید در این چند ماه فرصت باقی مانده هر چه دارد در دایره بریزد.
فلاح زاده که سرداران سپاه استان بوده است اینک علاوه بر عنوان استاندار یزد لقب سردار میزبانی را نیز گرفته است. ذکر این نکته خالی از لطف نیست که او اصلتا یزدی نیست ولی به دلیل آنکه شهرستان او(ابرکوه) از چند سال پیش جزو یزد شده است او را یزدی فرض کرده ایم.
علی اکبر اولیا؛ محافظ کار پست مدرن
اگر محافظ کاری سبک پست مدرن داشته باشد مروج تمام عیار آن علی اکبر اولیا نماینده مردم یزد در مجلس شورای اسلامی است. اصولا وقتی تا پیش از این نام برادران اولیا به میان می آمد همه از محافظ کار بودن آنها می گفتند ولی اینک همه از اولیا می گویند.
او اگر چه ثبت نام کاندیداتوری مجلس را به کسی نگفته بود ولی زمانی که همه رد صلاحیت شدند فقط نام علی اکبرخان در برگه تایید صلاحیت شده قرار گفت ولی بعد از یک دوره فعالیت چند ماه توانست در یک انتخابات غافلگیرکننده و نفس گیر رخت نمایندگی مجلس را بپوشد و رقیب میداندارش را از صحنه به در کند.
او سال تحویل 87را با دلشوره آغاز کرد ولی سال تحویل 88 او بی شک در کنار تمام دغدغه های نمایندگی اش باید مواظب واکنش های دیگران نسبت به رفتار های پست مدرنی اش باشد.
محمدرضا تابش؛ سالی با خاطره تلخ قهوه
تابش از زمانی که لباس نمایندگی پوشید جزو معدود نمایندگان بوده که اهل ر سانه باشند هرچند خود او رسانه ای به نام هفته نامه روز دوم دارد ولی زمانی که در با عناوین مختلفش در رسانه ظاهر می شود یکه دار میدان است.
انتخابات مجلس هشتم مهمترین اتقاف سیاسی زندگی اش در سال 87 بود. هرچند او انتخاب شد ولی ریزش رای محدودی نیز داشت که بی شک خود به آن اندیشیده است.
رییس فدارسیون سوارکاری کشور در این سمت نیز در این سال موفقیت های خوبی بدست آورد ولی غم فقدان همسرش به دلیل بیماری بی شک تلخ ترین خاطره سال 87 و تمام زندگی اش خواهد بود.
گلی عامری یزدی؛ ده ماه براندازی
وقتی همیشه پای یک زن در میان پرده های سینماهای کشور بود، وزرات اطلاعات نیز در گزارشی اعلام کرد در برنامه براندازی نرم هم پای یک زن در میان است و آن کسی نبود جز خانم گلی عامری یزدی.
او مدیر دفتر IVLP یا همان ادراه آموزشی و فرهنگی وزارت خارجه آمریکا بود و توانسته بود با یک شیوه هرمی بیش از 6 هزار نفر از ایرانیانی که به نوعی مستعد برنامه هدف IVLP هستند را به آمریکا ببرد و بیش از 35 میلیون دلار خرج روی دست دولت بوش پسر بگذارد.
اگر چه این بانوی یزدی با روی کار آمدن باراک اوباما از این سمت خداخافظی کرد ولی برنامه وی که به نام مبادلات فرهنگی و .. مطرح است همچنان در وزارتخانه زیر نظر هیلاری کلینتون گشوده و فعال می باشد.
سال 87 شمسی برای گلی دو خاطره خوب و بد دارد. خوبش آن بود که مدیر شد و بدش آن شد که از مدیریت خداحافظی کرد.
سید جلال یحیی زاده؛ مرد میان تیترها
اصولا اگر روزنامه ای را ورق زدید و نام سید جلال یحیی زاده در میان یکی از صفحات آن نبود بدانید این روزنامه خبرهای به روز ندارد.
نماینده مردم تفت ومیبد در مجلس پای ثابت مصاحبه با رسانه هاست و در همه امور کشور می توانید به عنوان یک خبرنگار در مورد گفتگو با او حساب باز کنید.
یحیی زاده که هنوز از کارت سوخت موتور یاماها 80 اش استفاده نکرده و بی شک بالغ بر صدهالیتر بنزین دخیره دارد تعطیلات امسال نیز همچون سال های دیگر به حوزه انتخابیه اش سر می زند تا به وظایف نمایندگی اش بپردازد.
او از جمله شخصیت های محبوب خبرنگاران و مردم روستاهاست و می توان گفت سال 87 سال تقریبا یکنواختی برای او بوده است.
کمردن میان تیرهای روزنامه های کشور تمام تلاش خود را می کند تا مصوبات دولت محمود احمدی نژاد هرچه سریع تر حالت اجرایی به خود بگیرد تا او مجبور نباشد در این خصوص با رسانه ها صحبت کند.
میرزا محمد کاظمینی؛ چراغ ها را روشن کنیم
نوه آشیخ غلامرضا بعد از سالها گوشه نشنیی آخرین فصل سال 87 را زمانی دانسته که باید چراغ هایش را روشن کند.
او جزو شخصیت های سال این یادداشت قرار گرفته چراکه قرار است کتابی با عنوان حاشیه های جشنواره فیلم حقیقت منتشر کند.
جشنواره ای که باعث آجر شدن نان شغل مدیرکلی وی از فرهنگ و ارشاد استان یزد شد و از آن زمان تاکنون وی به حضور در یک ستون نصفه و نیمه در هفته نامه اش قناعت کرده است.
هرچند اوایل سال عمارت کاظمینی را افتتاح کرد ولی ترجیح داد اواخر سال در همان ستون کذایی کم کم به جای معرفی کتاب و بیان خاطرات گذشته اش به اصولگرایان یزدی بتازد و یک میخ هم بر تابوت اصلا حطلبان بکارد.
اگر افتتاح برخی از پروژه های فرهنگی موسسه اش با مانور رسانه ای گسترده و همچنین اظهار نظرهای سیاسی در حال رشدش را با چاشنی انتخابات آتی در هم بیامیزیم نتیجه می گیریم که نوه آشیح غلارمضا خراسانی بر اساس یک طرح؛ در حال روشن کردن چراغ هایش است. هرچند در این سال او فعالیت چندانی از خود نشان نداده ولی باید منتظر فعالیتهای چندانش در سال آتی باشیم.
احمد عجمین؛ کنترل از راه دور
اصولا وقتی در مملکتی زندگی می کنی که بعد از سی سال ایجاد مدیریت منحصربه فرد در جهان دوباره در انتخاب دهمین رییس جمهورش به سراغ آخرین نخست وزیرش می روند نباید از اینکه یک ادراه کل با کنترل از راه دور مدیریت می شود تعجب یا نگران باشی.
چراکه حجت الاسلام احمد عجمین رییس دفتر سابق آیت الله مصباح یزدی به خوبی از عهده این سبک جدید مدیریتی بر آمده و هم اکنون به گفته خودش تحول مدیریتی جدیدی هم در آستین دارد که به زودی رو می کند.
برای اهالی فرهنگ هنر و رسانه استان نبود آقای مدیر کل آنقدرها تعجب آور نیست که بودن و حضور او در ادراه تعجب آور است.
اما مدیرکل ارشاد یزد در این سال نه تنها یک تنه با برگزاری کنسرت شهرام ناظری مخالفت کرد بلکه خیلی فعالیت های دیگر نیز انجام داد که به دلیل طولانی بودن از انتشار آن در این یادداشت صرفنظر می گردد. ذکر این نکته کافی است که بدانید اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان همچنان بر فعالیت های خود با مدیرت از راه دور می افزاید.
توضیح: در این یادداشت می شد اسامی دیگری همچون سید حمید کلانتری، غلامعلی سفید، ابولقاسم عاصی و ... را به میدان تجربه اورد ولی مجال بیشتری برای نویسیدن آنها نبود.