در چند روز اخیر بعد از سفر محمود احمدی نژاد به استان یزد و استقبال جالب مردم از وی که از  فرودگاه تا میدان امیرچخماق و طی طریق مسیر ۲۰ دقیقه ای در سه ساعت، باعث انتشار خبر و تحلیل هایی بسیار زیادی در رسانه های مختلف و البته وبلاگی شده است.

اگر چه حاشیه های پر رنگ سفر باعث شده است متن آن زیباتر جلوه کند، ولی منشا اکثر این تحلیل ها سفری است که احمدی نژاد به یزد آمده است و یزد در فرهنگ سیاسی امروز یران، به زادگاه اصلاحات باز می گردد.

 هرچند تا حدی می توان این ایده زادگاه بودن اصلاحات را تنها به دلیل زادگاه بودن یزد سید محمد خاتمی زیر سوال برد ولی نتیجه ای چندان دلچسبی برای این مجال حاصل نمی شود.

سوال اساسی که ایجاد شده این است که آیا حضور مردم یزد در استقبال از احمدی نژاد دلیلی برای پیش بینی شکست خاتمی در انتخابات ۲۲ خرداد است؟

بی شک نظرهای متفاوتی ابراز خواهد شد ولی می توان تمامی آنها را در گروه آری  یا خیر دسته بندی کرد.

طرفداران پاسخ آری، معتقدند وقتی مردم یزد که خاتمی همشهریانش بوده در فاصله ۱۰۰ روز تا انتخابات چنین از احمدی نژاد استقبال می کنند، پس امکان تغییر موضع آن ها تا ۱۰۰ روز دیگر با توجه شرایط فعلی کشور ضعیف است. بر این اساس نزدیک ترین قوم ایران به خاتمی به او به عنوان رییس جمهور بعدی نگاه نمی کند و به این دلیل استقبال مردم نشانه و پیامی برای شکست طیف اصلاح طلب در انتخابات بعدی است.

حامیان پاسخ منفی نیز دلایلی دارند. اول آنکه مردم ایران به صورت فطری و ذاتی از مقامات رسمی در هر برهه ای از دوران ها حمایت کرده اند هرچند در برخی از موراد این حمایت ها صوری بوده ولی نگذاشته اند عدم برگزاری یک استقبال ساده موجب ناراحتی مقام عالی شود.

هرچند این نظر در چند سال اخیر دستخوش تغییر شده ولی هنوز بادوام است. ثانیا اینکه مردم ایران رفتارهای غیر قابل پیش بینی از خود بروز می دهند، انتخاب خاتمی در ۷۶ و یا حتی انتخاب احمدی نژاد در ۸۴ دلیلی بر این مدعاست و چنین فاصله زمانی ۱۰۰ روزه برای پیش بینی چنین انتخابی بسیار زیاد است.

به هر حال علاوه بر پاسخ ها و دلایل کذایی، تحلیل های دیگری نیز مطرح است ولی در مجموع این دو پاسخ، جمع بندی نهایی است.

اما شاید در این گزاره، باید نکته ای را هم مدنظر قرار دهیم؛ رفتارشناسی مردم یزد. اینجا یزد است و همین یزد بودنش باعث شده یزد بماند.

مردمی دارای رفتار معقول، آینده نگر، قدرت مدار، صلح جو، خواهان آرامش، قناعت ورز، تحلیل گر و محاسبه گر، با کیاست و.. بخشی از صفاتی است که می توان به یزدی های اصیل نسبت داد.

صفاتی که در عمل سبیه رفتار دیپلمات های انگلیسی است.

 به عنوان مثال در بسیاریی از شهرها محال است شما در خیابان عبور کنید و یک دعوا مشاهده نکنید ولی در یزد تماشای این حادثه به بخت و اقبال شما بستگی دارد، ممکن است در مدت زمان سه ماه حتی یک مورد دعوای خیابانی هم نبینید. نه اینکه مردم یزد اهل دعوا نباشند، خیر، به وقت خودش گلیم خود را از آب بیرون می کشند ولی آنها قبل از اینکه مشت اول را بزنند به این پاسخ این سوالات فکر می کنند که:

 آیا  فردا روزی کارم به دست این فرد خواهد افتاد؟

او با من چه رفتاری خواهد کرد؟

هزینه هایی که بابت این مشت باید پرداخت کنم با عوایدی که بدست می آورم چه نسبتی دارد؟

با توجه به بافت خاص فرهنگی شهر، دیدگاه مردم نسبت به من بعد از این مشت چقدر تغییر می کند؟

و ... .

با توجه به این مسائل مشتی رد و بدل نمی شود مگر آنکه مشت می بایست رد وبدل شود.

در مورد نسبت دادن این مثال با بحث استقبال از رییس جمهور اصولگرا در شهر اصلاح طلبان، باید گفت مردم یزد با روحیه محافظ کار و تحلیل گر خود و با توجه محاسبه های که فقط خودشان مفهوم آنرا درک می کنند مسیر سفر را شلوغ کردند. مردم یزد همان هایی هستند که در انتخابات نهم ریاست جمهوری علاقه خاصی به دکتر معین نشان دادند. عدم استقبال از سفر اول احمدی نژاد وابستگی شدیدی به طبع سیاسی مردم نداشت همانگونه که سفر دوم نیز چنین وابستگی ندارد.

بنابراین احساس می کنم چنین استقبال هایی را نمی توان پایه و اساسی برای یک تحلیل سیاسی در مورد مردم یزد قرار داد. مردم یزد رفتار انگلیسی دارند. زیاد نگران نباشید.